درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت كبوتر

جفتی كبوتر بودند و دانه فراهم می آوردند تا آوند پر كنند، نر گفت: اول تابستان است و در دشت علف بسیار، این دانه نگاهداریم تا زمستان كه در صحرا چیزی نیابیم، بدین روزگار گذاریم، ماده هم بر آن اتفاق كرد، و بر این قرار گرفت، و دانه آنگاه كه بنهادند نم داشت، چون تابستان در آمد آوند را پر ندید.

كبوتر نر گفت: این در وجه قوت زمستان بود چرا خوردی؟

ماده گفت : نخوردم، هر چند انكار كرد سود نداشت، و تصدیق نیافت. می زدش تا سپری شد.

پس در فصل زمستان كه بارانها متواتر شد دانه نم كشید و آوند به قرار اصل باز رفت، نر وقوف یافت كه نقصان چه بوده است؟ جزع كردن  گرفت و می نالید و می گفت : دشوارتر آنكه پشیمانی سود ندارد و مردم عاقل باید كه در نكایت و نكال تعجیل روا نبیند ، تا همچون آن كبوتر به سوز هجر مبتلی نگردد.

فایده كیاست آنست كه عواقب كارها دیده آید، و در مصالح حال و مآل غفلت ورزیده نشود، چه اگر كسی همه ادوات بزرگی فراهم آرد چون استعمال به وقت و در محل دست ندهد از منافع آن بی بهره ماند.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ک، 
برچسب ها: حكایت كبوتر، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات