تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - حكایت نتیجه مستى و دورى از نیم خورده ناپاك

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت نتیجه مستى و دورى از نیم خورده ناپاك

كنیزكى از اهالى چین را براى یكى از شاهان به هدیه آوردند. شاه در حال مستى خواست با او آمیزش كند. او تمكین نكرد. شاه خشمگین شد و او را به غلام سیاهى بخشید.

آن غلام سیاه به قدرى بدقیافه بود كه لب بالایش از دو طرف بینیش بالاتر آمده بود و لب پایینش به گریبانش فرو افتاده بود، آن چنان هیكلى درشت و ناهنجار داشت كه صخرالجن از دیدارش مى رمید و عین القطر از بوى بد بغلش مى گندید:

تو گویى تا قیامت زشترویى

بر او ختم است و بر یوسف نكویى

چنانكه شوخ طبعان لطیفه گو مى گویند:

شخصى نه چنان كریه منظر
كز زشتى او خبر توان داد

آنكه بغلى نعوذ باالله

 مردار به آفتاب مرداد

این غلام سیاه كه در آن وقت هوس باز و پرشهوت بود، همان شب با آن كنیز آمیزش كرد. صبح آن شب، شاه كه از مستى بیرون آمده بود، به جستجوى كنیز پرداخت. او را نیافت. ماجرا را به او خبر دادند. او خشمگین شد و فرمان داد كه غلام سیاه را با كنیز محكم ببندند و بر بالاى بام كوشك ببردن و از آنجا به قعر دره گود بیفكنند.

یكى از وزیران پاك نهاد دست شفاعت به سوى شاه دراز كرد و گفت: غلام سیاه بدبخت را چندان خطایى نیست كه درخور بخشش نباشد، با توجه به اینكه همه غلامان و چاكران به گذشت و لطف شاه، خو گرفته اند.

شاه گفت : اگر غلام سیاه یك شب همبسترى با كنیز را، تاخیر مى انداخت چه مى شد؟ كه اگر چنین مى كرد، من خاطر او را به عطاى بیش ‍ از قیمت كنیز، شاد مى نمودم.

وزیر گفت : اى پادشاه روى زمین ! آیا نشنیده اى كه:

تشته سوخته در چشمه روشن چو رسید

تو مپندار كه از پیل دمان اندیشد

ملحد گرسنه در خانه خالى برخوان

عقل باور نكند كز رمضان اندیشد

شاه از این لطیفه فرح بخش وزیر، خوشش آمد و به او گفت: اكنون غلام سیاه را بخشیدم، ولى كنیزك را چه كنم؟

وزیرگفت : كنیزك را نیز به غلام سیاه ببخش، زیرا نیم خورده او شایسته و سزاوار او است.

هرگز آن را به دستى مپسند

كه رود جاى ناپسندیده

تشنه را دل نخواهد آب زلال

نیم خورده دهان گندیده

حكایت هایی از سعدی

 باب اول - در سیرت پادشاهان






نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان های کوتاه(1054)

داستان آخرین آغوش(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های آموزنده(1050)

سخنرانی براد پیت(2)

داستانک(1015)

داستان مترسك(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت آموزنده(544)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستانهای آموزنده(18)

داستان استاد و شاگرد(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان اثبات عشق(2)

داستان کوتاه(1054)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

لطیفه های کوتاه(124)

حکایت های آموزنده(541)

متن عاشقانه(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)

داستان امید(2)

داستان مرد و زن(2)

داستان(1053)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت های کوتاه(668)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

استیو جابز(3)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

رابطه زن و مرد(2)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

حکایت(666)

گلستان سعدی(149)

داستانهای کوتاه(38)

کتاب گینس(2)

داستان آب كوثر(2)

داستان آموزنده(1054)

داستان آهنگر(3)

حکایت کوتاه(667)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)