لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت آرامش در سایه قناعت

عمر یكى از شاهان، به پایان رسید. چون جانشین نداشت چنین وصیت كرد: صبح، نخستین شخصى كه از دروازه شهر وارد گردید، تاج پادشاهى را بر سرش بگذارید و كشور را در اختیارش قرار دهید.

رجال مملكت در انتظار صبح به سر بردند. از قضاى روزگار نخستین كسى كه از دروازه شهر وارد شد، یك نفر گدا بود كه تمام داراییش یك لقمه نان و یك لباس پر وصله، بیش نبود.

اركان دولت و شخصیت هاى برجسته كشور، مطابق وصیت شاه، تاج شاهى بر سر گدا نهادند كلیدهاى قلعه ها و خزانه ها را به او سپردند. او مدتى به كشوردارى پرداخت. طولى نكشید كه فرماندهان از اطاعت او سرباز زدند و دشمنان در كمین و شاهان اطراف بناى مخالفت با او را گذاشتند.

قسمتى از كشورش را تصرف نمودند و از كشور جدا ساختند.

گداى تازه به دوران رسیده خسته شد و خاطرش بسیار پریشان گشت. یكى از دوستان قدیمش از سفر باز گشت. دید دوستش به مقام شاهى رسیده، نزد او آمد و گفت:

شكر و سپاس خداوندى را كه گل را از خار بیرون آورد و خار را از پاى خارج ساخت و بخت بلند تو را به پادشاهى رسانید و در سایه اقبال سعادت به این مقام ارجمند نایل شدى.

ان مع العسر یسرا

همانا با هر رنجى، آسایشى وجود دارد

شكوفه گاه شكفته است و گاه خوشیده

درخت، وقت برهنه است و وقت پوشیده

شاه جدید، كه از پریشانى دلى نا آرام داشت به دوست قدیمش رو كرد و گفت: اى یار عزیز! به من تسلیت بگو كه جاى تبریك نیست. آنگه كه تو دیدى، غم نانى داشتم و امروز تشویش جهانى.

ر آن زمان كه گدا بودم تنها براى نان غمگین بودم، ولى اكنون براى جهان  غمگین و پریشانم.

اگر دنیا نباشد دردمندیم

وگر باشد به مهرش پایبندیم

حجابى، زین درون آشوبتر نیست

كه رنج خاطر است، ار هست و گر نیست

مطلب گر توانگرى خواهى

جز قناعت كه دولتى است هنى

گر غنى زر به دامن افشاند

تا نظر در ثواب او نكنى

كز بزرگان شنیده ام بسیار

صبر درویش به كه بذل غنى

اگر بریان كند بهرام، گورى

نه چون پاى ملخ باشد ز مورى؟

حكایت هایی از سعدی

 باب دوم - در اخلاق پارسایان

 






نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان آهنگر(3)

کتاب گینس(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت کوتاه(666)

حکایت های آموزنده(540)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت آموزنده(543)

داستان آخرین آغوش(2)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان امید(2)

داستان استاد و شاگرد(2)

داستانهای آموزنده(18)

استیو جابز(3)

داستان اثبات عشق(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حکایت های کوتاه(667)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان مرد و زن(2)

داستان های کوتاه(1051)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

داستانک(1013)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان(1051)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستانهای کوتاه(38)

رابطه زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان آموزنده(1051)

حکایت(665)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان مترسك(2)

متن عاشقانه(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

گلستان سعدی(149)

داستان آب كوثر(2)

داستان های آموزنده(1047)

لطیفه های کوتاه(124)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان آرزو(3)

داستان کوتاه(1051)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)