درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت پارساى با عزت

شنیدم پارساى فقیرى از شدت فقر، در رنج دشوار بود و پى در پى لباسش را پاره پاره مى دوخت و براى آرامش دل مى گفت:

به نان قناعت كنیم و جامه دلق

كه بار محنت خود به، كه بار منت خلق

شخصى به او گفت: چرا در اینجا نشسته اى، مگر نمى دانى كه در شهر رادمرد بزرگوار و بخشنده اى هست كه همت براى خدمت به آزادگان بسته و جویاى خشنودى دردمندان است. برخیز و نزد او برو و ماجراى وضع خود را براى او بیان كن، كه اگر او از وضع تو آگاه شود، با كمال احترام و رعایت عزت تو، به تو نان و لباس نو خواهد داد و تو را خرسند خواهد كرد.

پارسا گفت: خاموش باش! كه در پستى مردن به، كه حاجت نزد كسى بردن.

همه رقعه دوختن به و الزام كنج صبر

كز بهر جامه، رقعه بر خواجگان نبشت

حقا كه با عقوبت دوزخ برابر است

رفتن به پایمردى همسایه در بهشت

حكایت هایی از سعدی

 باب سوم - در فضیلت قناعت

 






نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic