تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان آخوند مكار

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان آخوند مكار

آخوند دهی عاشق زن زیبای زارعی شد که در همسایگی او بود. هر نیرنگی بکار برد تا شاید در میان زن و شوهر نفاق اندازد و مرد را مجبور به طلاق دادن زن خویش سازد، به مقصود نرسید. تا اینکه روزی در خانه همان مرد زارع مهمان شد و ناگهان دید زارع رو به قبله نشسته است و ادرار می کند. بی اختیار از جا برخاست و با لحنی غضب آمیز و آمرانه گفت: ای سگ خبیث چرا برخلاف اصول دین رفتار کردی، الان عیالت به خانه ی تو حرام شد، زود باش طلاق او را بده و گرنه همین دم  حکم کفرت را می دهم.


بیچاره زارع از همه جا بی خبر خیال کرد آخوند راست می گوید و حکم حق را جاری می کند و ناچار در میان ریختن اشک، راضی به اجرای این حکم حق گردید. همان دم به دست آخوند حقه باز زن خود را طلاق داد. آخوند از همان روز از زن خواستگاری و او را به عقد ازدواج خود در آورد.

مدتی گذشت، روزی برحَسَب اتفاق زارع برای نوشتن سندی به خانه آخوند رفت و همین که از در درآمد دید جناب آخوند در کنار باغچه رو به قبله نشسته و ادرار می کند. زارع نیز به حکم تقلید و بی غل و غش برآشفت و گفت: ای جناب، برخلاف قواعد و اصول دین رفتار کردی، الان عیالت به خانه ی تو حرام شد.

آخوند که آلت خود را در دست داشت فورا آن را به طرف دیگر بگرداند و گفت: ببخشید، پیچش دست خودمون است.

داستان  های امثال امینی صفحه 96





نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف آ، 
برچسب ها: داستان آخوند مكار، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان آموزنده(1075)

داستان راستان(59)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

داستان آب كوثر(2)

متن عاشقانه(2)

داستان اثبات عشق(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

داستان های آموزنده شهید مطهری(42)

لطیفه های کوتاه(129)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان آهنگر(3)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان مرتضی مطهری(60)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

حکایت کوتاه(675)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(60)

سعدی(149)

داستان راستان مرتضی مطهری(60)

حکایت های آموزنده(544)

حکایت(674)

داستان های کوتاه(1075)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان های آموزنده(1069)

داستان های کوتاه و آموزنده(60)

داستان آرزو(3)

گلستان سعدی(149)

حکایت های گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت آموزنده(548)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(60)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت های کوتاه(676)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان(1074)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

کتاب گینس(2)

داستانک(1036)

داستان کوتاه(1075)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

استیو جابز(3)

رابطه زن و مرد(2)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)