تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - حكایت همسفر دلاور بجوى

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت همسفر دلاور بجوى

یك سال از بلخ به سفر مى رفتم. راه سفر امن نبود، زیرا رهزنان خونخوار در كمین مسافران و كاروان ها بودند. جوانى به عنوان راهنما و نگهبان به همراه من حركت كرد. این جوان انسانى نیرومند و درشت هیكل بود. براى دفاع با سپر، ورزیده بود. در تیراندازى و به كار بردن اسلحه مهارت داشت. زور و نیرویش در كمان كشى به اندازه پهلوان بود و ده پهلوان اگر هم زور مى شدند نمى توانستند پشتش را بر زمین آورند. ولى یك عیب داشت و آن اینكه با ناز و نعمت و خوشگذرانى بزرگ شده بود، جهان دیده و سفركرده نبود، بلكه سایه پرورده بود، با صداى غرش طبل دلاوران آشنا نبود و برق شمشیر سواركاران را ندیده بود.

نیفتاده بر دست دشمن اسیر

به گردش نباریده باران تیر

اتفاقا من و این جوان پشت سر هم حركت مى كردیم، هر دیوار كهن و استوارى كه سر راه ما قرار مى گرفت او با نیروى بازو، آن دیوار را بر زمین مى افكند و هر درخت تنومند و بزرگى كه مى دید با زور سرپنجه خود، آن را ریشه كن مى نمود و با ناز و افتخار نمایى مى گفت:

 پیل كو؟ تا كتف و بازوى گردان بیند

شیر كو؟ تا كف و سر پنجه مردان بیند

ما همچنان به راه ادامه مى دادیم، ناگاه دو نفر رهزن از پشت سنگى سر برآوردند و قصد جنگ با ما نمودند، در دست یكى از آنها چوبى و در بغل دیگرى كلوخ كوبى بود. به جوان گفتم: چرا درنگ مى كنى؟ اكنون هنگام زورآزمایى و دفاع است.

 بیار آنچه دارى ز مردى و زور

كه دشمن به پاى خود آمد به گور

ولى دیدم تیر و كمان از دست جوان افتاده و لرزه بر اندام شده و خود را باخته است.

 نه هر كه موى شكافد به تیر جوشن خاى

بروز حمله جنگ آوران بدارد پاى

كار به جایى رسید كه چاره اى جر تسلیم نبود، همه بارو بنه و اسلحه و لباس ها را در اختیار آن دو رهزن قرار دادیم و با جان سالم از دست آنها رها شدیم.

به كارهاى گران مرد كاردیده فرست

كه شیر شرزه در آرد به زیر خم كمند

جوان اگر چه قوى یال و پیلتن باشد

بجنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند

نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است

چنانكه مساله شرع پیش دانشمند

بنابراین بى گدار به آب نزن. در سفرهاى خطیر، قد بلند و هیكل به ظاهر تنومند تو را نفریبد، آن كس را همراه و نگهبان خود بگیر كه جنگ دیده و كارآزموده است، دل شیر و زهره نهنگ دارد.

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت های کوتاه(678)

متن عاشقانه(2)

سعدی(149)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

سخنرانی براد پیت(2)

استیو جابز(3)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان مرتضی مطهری(97)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

حکایت کوتاه(677)

داستان آهنگر(3)

داستان راستان(96)

داستان های کوتاه(1099)

داستان های آموزنده(1091)

کتاب گینس(2)

داستان آموزنده(1099)

حکایت های آموزنده(545)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

لطیفه های کوتاه(130)

داستانک(1058)

داستان کوتاه(1099)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

حکایت(676)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستان مسئولیت پذیری(11)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

رابطه زن و مرد(2)

داستانهای آموزنده(18)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت آموزنده(549)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

داستان(1096)