تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - شهید مرتضی مطهری - مقدمه جلد اوّل

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید مرتضی مطهری

مقدمه جلد اوّل


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

در مدتى كه مشغول جمع آورى و تنظیم و نگارش یا چاپ این داستان ها بودم، به هریك از رفقا كه برخورد مى كردم و مى گفتم كتابى در دست تالیف دارم مشتمل بر یك عده داستان هاى سودمند واقعى، كه از كتب احادیث یا كتب تواریخ و سیر استخراج كرده، با زبانى ساده و سبكى این چنین نگارش مى دهم تا در دسترس عموم قرار بگیرد، همه تحسین و تمجید مى كردند و این را بالا خص براى طبقه جوان، كارى مفید مى دانستند. بعضی ها از آن جهت كه تاكنون نسبت به داستان هاى سودمند اخبار و احادیث این كار انجام نشده، این را یك نوع «ابتكار» تلقى مى كردند و مى گفتند: «جاى این كتاب تاكنون خالى بود».

 


البته كتاب هاى سودمند، كه مستقیما متن حقایق اخلاقى و اجتماعى را به لباس «بیان» در آورده اند یا كتبى كه حقایق زندگى را در لباس «داستان» كه فكر و قلم نویسنده آن را ساخته و پرداخته است و حقیقتى ندارد، مجسم كرده اند یا كتب سیرت كه از اول تا آخر در مقام نقل تاریخ زندگى یك یا چند شخصیت بزرگ بوده اند از شماره بیرون است، ولى نویسنده تاكنون به كتابى بر نخورده است كه مؤلف به منظور هدایت و ارشاد و تهذیب اخلاق عمومى، داستان هایى سودمند از كتب تاریخ و حدیث استخراج كرده و در دسترس عموم قرار داده باشد. اگر هم این كار شده است، نسبت به داستان هاى اخبار و احادیث صورت نگرفته است.

این فكر خواه یك فكر ابتكارى باشد و خواه نباشد از من شروع نشده و ابتكار من نبوده است. در یكى از جلسات «هیات تحریره شركت انتشار» كه از یك عده اساتید و فضلا تشكیل مى شود و این جانب نیز افتخار عضویت آن هیات را دارد، یكى از اعضاى محترم پیشنهاد كرد كه خوب است كتابى اخلاقى و تربیتى نگارش یابد. ولى نه به صورت «بیان» بلكه به صورت «حكایت و داستان»، آن هم نه داستان هاى جعلى و خیالى بلكه داستانهاى حقیقى و واقعى كه در كتب اخبار و احادیث یا كتب تواریخ و تراجم (شرح احوال) ضبط شده است.

این پیشنهاد مورد قبول هیات واقع شد. سهمى كه این جانب دارد این است كه بیش از سایر اعضا این فكر در نظرم مقبول و پسندیده آمد و همان وقت تعهد كردم كه این وظیفه را انجام دهم. اثرى كه اكنون مشاهده مى فرمایید مولود آن پیشنهاد و آن تعهد است.

ماَّخذ و مدارك داستان ها با قید صفحه و احیانا با قید چاپ كتاب، در پاورقى نشان داده شده و گاه هست كه بیش از یك ماخذ در پاورقى ذكر شده، غالبا ذكر بیش از یك ماخذ براى این بوده كه در نقل ها كم و زیاد وجود داشته و قرائن نشان مى داده كه از هر كدام چیزى افتاده یا آن كه ناقل، عنایتى به نقل همه 3 داستان نداشته است.

در بیان و نگارش هیچ داستانى از حدود متن مآخذى كه نقل گشته تجاوز نشده و نگارنده از خیال خود چیزى بر اصل داستان نیفزوده یا چیزى از آن كم نكرده است. ولى در عین حال این كتاب یك ترجمه ساده تحت اللفظى نیست، بلكه سعى شده در حدودى كه قرائن و امارات دلالت مى كند و مقتضاى طبیعت روحیه هاى بشرى است، بدون آن كه چیزى بر متن داستان افزوده گردد، هر داستانى پرورش داده شود.

با اینكه غالبا نقطه شروع و خط گردش داستان با آنچه در ماخذ آمده فرق دارد و طرز بیان مختلف و متفاوت است، به علاوه تا حدودى داستان در اینجا پرورش یافته است، اگر خواننده به ماخذ مراجعه كند، مى بیند این تصرفات طورى به عمل آمده كه در حقیقت داستان، هی چگونه تغییر و تبدیلى نداده، فقط داستان را مطبوع تر و شنیدنى تر كرده است.

در این كتاب از لحاظ نتیجه داستان، هیچ گونه توضیحى داده نشده، مگر آنكه در متن داستان جمله اى بوده كه نتیجه را بیان مىكرده است. و حتى «عنوانى» كه روى داستان گذاشته شده سعى شده حتى الامكان، عنوانى باشد كه اشاره به نتیجه داستان نباشد، البته این بدان جهت بوده كه خواسته ایم نتیجه گیرى را به عهده خود خواننده بگذاریم.

كتاب و نوشته باید هم زحمت فكر كردن را از دوش خواننده بردارد و هم او را وادار به تفكر كند و قوه فكرى او را برانگیزد. آن فكرى كه باید از دوش خواننده برداشته شود، فكر در معناى جمله ها و عبارات است، از این نظر تا حدى كه وقت و فرصت اجازه مىداده كوشش شده كه عبارت روان و مفهوم باشد.

و اما آن فكرى كه باید به عهده خواننده گذاشته شود، فكر در نتیجه است، هرچیزى تا خود خواننده درباره آن فكر نكند و از فكر خود چیزى بر آن نیفزاید، با روحش آمیخته نمى گردد و در دلش نفوذ نمى كند و در عملش اثر نمى بخشد. البته آن فكرى كه خواننده از خودش مى تواند بر مطلب بیفزاید، همانا نتیجه اى است كه به طور طبیعى از مقدمات مى توان گرفت.

همان طور كه از اول بنا بود، اكثر این داستاها از كتب حدیث گرفته شده و قهرمان داستان، یكى از پیشوایان بزرگ دین است، ولى البته منحصر به این گونه داستان ها نیست، از كتب رجال و تراجم و تواریخ و سیر هم استفاده شده و داستان هایى از علما و سایر شخصیت ها آورده شده كه سودمند و آموزنده است. در این قسمت نیز اعمال جمود و تعصب نشده و تنها به رجال شیعه اختصاص نیافته، احیانا داستان هایى از سایر شخصیت هاى اسلامى یا داستان هایى از شخصیت هاى برجسته غیر مسلمان آورده شده است، چنانكه ملاحظه خواهید فرمود.

نام این كتاب را به اعتبار اینكه غالب قهرمانان این داستان ها كسانى هستند كه راست رو و بر صراط مستقیم مى باشند و در زبان قرآن كریم «صدیقین» نامیده شده اند، «داستان راستان» گذاشته ایم. البته از آن جهت هم كه معمولاً طالبان و خوانندگان اینگونه داستان ها افرادى هستند كه مى خواهند راست گام بردارند و این كتاب براى آنها و به خاطر آنهاست، ما این داستان ها را مى توانیم «داستان راستان» بدانیم.

گذشته از همه اینها، چون این داستان ها ساخته وهم و خیال نیست، بلكه قضایایى است كه در دنیا واقع شده و در متون كتبى كه عنایت بوده قضایایى حقیقى در آن كتب با كمال صداقت و راستى و امانت ضبط شود، ضبط شده و این داستان ها «داستان هاى راست» است، از این رو مناسب بود كه ماده «راستى» را در جز نام این كتاب قرار دهیم.

این داستان علاوه بر آنكه عملاً مى تواند راهنماى اخلاقى و اجتماعى سودمندى باشد، معرف روح تعلیمات اسلامى نیز هست و خواننده از این رهگذر به حقیقت و روح تعلیمات اسلامى آشنا مى شود و مى تواند خود را یا محیط و جامعه خود را با این مقیاس ها اندازه بگیرد و ببیند در جامعه اى كه او در آن زندگى مى كند و همه طبقات، خود را مسلمان مى دانند و احیانا بعضى از آن طبقات سنگ اسلام را نیز به سینه مى زنند، چه اندازه از معنا و حقیقت اسلام معمول و مجرى است.

این داستان ها هم براى «خواص» قابل استفاده است و هم براى «عوام»، ولى منظور از این نگارش تنها استفاده عوام است؛ زیرا تنها این طبقاتند كه میلى به عدالت و انصاف و خضوعى در برابر حق و حقیقت در آنها موجود است و اگر با سخن حقى مواجه شوند حاضرند خود را با آن تطبیق دهند.

صلاح و فساد طبقات اجتماع در یكدیگر تاثیر دارد، ممكن نیست كه دیوارى بین طبقات كشیده شود و طبقه اى از سرایت فساد یا صلاح طبقه دیگر مصون یا بى بهره بماند، ولى معمولاً فساد از «خواص» شروع مى شود و به «عوام» سرایت مى كند و صلاح برعكس از «عوام» و تنبه و بیدارى آنها آغاز مى شود و اجبارا «خواص» را به صلاح مى آورد؛ یعنى عادتا فساد از بالا به پایین مى ریزد و صلاح از پایین به بالا سرایت مى كند.

روى همین اصل است كه مى بینیم امیرالمؤمنین على علیه السلام در تعلیمات عالیه خود، بعد از آنكه مردم را به دو طبقه «عامه» و «خاصه» تقسیم مى كند، نسبت به صلاح و به راه آمدن خاصه اظهار یاس و نومیدى مىكند و تنها عامه مردم را مورد توجه قرار مىدهد.

در دستور حكومتى كه به نام «مالك اشتر نخعى» مرقوم داشته مىنویسد: «براى والى هیچ كس پرخرج تر در هنگام سستى كم كمك تر در هنگام سختى، متنفرتر از عدالت و انصاف، پرتوقع تر، ناسپاس تر، عذرناپذیرتر، كم طاقت تر در شداید از «خاصه» نیست. همانا استوانه دین و نقطه مركزى مسلمین و مایه پیروزى بر دشمن، «عامه» مى باشند، پس توجه تو همواره به این طبقه معطوف باشد».

این فكر غلطى است از یك عده طرفداران اصلاح كه هر وقت در فكر یك كار اصلاحى مى افتند، «زعماى» هر صنف را در نظر مى گیرند و آن قله هاى مرتفع در نظرشان مجسم مى شود و مى خواهند از آن ارتفاعات منیع شروع كنند.

تجربه نشان داده كه معمولاً كارهایى كه از ناحیه آن قله هاى رفیع آغاز شده و در نظرها مفید مى نماید، بیش از آن مقدار كه حقیقت و اثر اصلاحى داشته باشد، جنبه تظاهر و تبلیغات و جلب نظر عوام دارد.

از ذكر این نكته نیز نمى توانم صرف نظر كنم كه در مدتى كه مشغول نگارش یا چاپ این داستان ها بودم، بعضى از دوستان ضمن تحسین و اعتراف به سودمندى این كتاب، از اینكه من كارهاى به عقیده آنها مهمتر و لازمتر خود را موقتا كنار گذاشته و به این كار پرداخته ام، اظهار تاسف مى كردند و ملامتم مى نمودم كه چرا چندین تالیف علمى مهم را در رشته هاى مختلف، به یك سو گذاشته ام و به چنین كار ساده اى پرداخته ام. حتى بعضى پیشنهاد كردند كه حالا كه زحمت این كار را كشیده اى پس لااقل به نام خودت منتشر نكن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبى دارد؟ گفتند اثرى كه به نام تو منتشر مى شود لااقل باید در ردیف همان اصول فلسفه باشد، این كار براى تو كوچك است. گفتم مقیاس كوچكى و بزرگى چیست؟ معلوم شد مقیاس بزرگى و كوچكى كار در نظر این آقایان مشكلى و سادگى آن است و كارى به اهمیت و بزرگى و كوچكى نتیجه كار ندارند، هركارى كه مشكل است بزرگ است و هر كارى كه ساده است كوچك.

اگر این منطق و این طرز تفكر مربوط به یك نفر یا چند نفر مى بود، من در اینجا از آن نام نمى بردم، متاسفانه این طرز تفكر كه جز یك بیمارى اجتماعى و یك انحراف بزرگ از تعلمیات عالیه اسلامى چیز دیگرى نیست در اجتماع ما زیاد شیوع پیدا كرده، چه زبان ها را كه این منطق نبسته و چه قلم ها را كه نشكسته و به گوشه اى نیفكنده است

به همین دلیل است كه ما امروز از لحاظ كتب مفید و مخصوصا كتب دینى و مذهبى سودمند، بیش از اندازه فقیریم، هر مدعى فضلى حاضر است ده سال یا بیشتر صرف وقت كند و یك رطب و یا بس به هم ببافد و به عنوان یك اثر علمى، كتابى تالیف كند و با كمال افتخار نام خود را پشت آن كتاب بنویسد، بدون آنكه یك ذره به حال اجتماع مفید فایده اى باشد. اما از تالیف یك كتاب مفید، فقط به جرم اینكه ساده است و كسر شان است، خوددارى مى كند. نتیجه همین است كه آنچه بایسته و لازم است نوشته نمى شود و چیزهایى كه زاید و بى مصرف است پشت سر یكدیگر چاپ و تالیف مى گردد. چه خوب گفته خواجه نصیرالدین طوسى:

افسوس كه آنچه برده ام باختنى است                                بشناخته ها تمام نشناختنى است 

  برداشته م هرآنچه باید بگذاشت                                    بگذاشته ام هرآنچه برداشتنى است

 

عاقبة الامر در جواب آن آقایان گفتم: این پیشنهاد شما مرا متذكر یك بیمارى اجتماعى كرد نه تنها از تصمیم خود صرف نظر نمى كنم، بلكه در مقدمه كتاب از این پیشنهاد شما به عنوان یك «بیمارى اجتماعى» نام خواهم برد.

بعد به این فكر افتادم كه حتما همان طور كه عده اى كسر شان خود مى دانند كه كتاب هاى ساده هرچند مفید باشد تالیف كنند، عده اى هم خواهند بود كه كسر شان خود مى دانند كه دستورها و حكمت هایى كه از كتاب هاى ساده درك مى كنند به كار ببندند!!

در این كتاب براى رعایت حشمت و حرمت قرآن كریم از داستان هاى آن كتاب مقدس چیزى جز این داستان ها قرار ندادیم. معتقد بوده و هستیم كه قصص قرآن مستقل چاپ و منتشر شود و خوشبختانه این كار را مكرر در زبان عربى و اخیرا در زبان فارسى صورت گرفته است.

استفاده اى كه ما از قرآن مجید كرده ایم، اصل تالیف این كتاب است ؛ زیرا اولین كتابى كه «داستان راستان» را به منظور هدایت و راهنمایى و تربیت اجتماع بشرى جز تعلمیات عالیه خود قرار داده «قرآن كریم» است.

این جلد، مشتمل بر 75 داستان است. من براى این جلد یكصد داستان تهیه كرده بودم، و میل داشتم سایر مجلدات این كتاب نیز هركدام مشتمل بر یكصد داستان باشد، ولى دیدم عقیده دوستان خصوصا اعضاى محترم «هیات تحریریه شركت انتشار» بر این است كه صد داستان، حجم كتاب را بزرگ مى كند و از طرفى نوع كاغذى كه كتاب با آن چاپ مى شد در این وقت نایاب شد، لهذا به داستان هفتاد و پنجم، این جلد را ختم كردیم.

این مطب را هم بگویم كه اكثریت قریب به اتفاق این داستان ها، جنبه مثبت دارد و فقط دو سه داستان است كه جنبه منفى دارد؛ یعنى از نوع ادبى است مثل داستان «یك دشنام» و داستان «شمشیر زبان» كه به دنبال داستان «دوستى كه بریده شده» به تناسب آن داستان آمده. اول بدون توجه این داستان ها را نگاشتم، بعد خواستم آنها را بردارم و همه را یكنواخت و از نوع داستان هایى قرار دهم كه از طریق مثبت راهنمایى مى كنند، مدتى در حال تردید باقى ماندم، عاقبت تصمیم گرفتم كه حذف نكنم و باقى بگذارم و در مقدمه نظر خوانندگان را در درج این نوع داستان ها بخواهم تا براى جلدهاى بعدى تصمیم قطعى گرفته شود.

خود را به راهنمایى و انتقاد نیازمند مى دانم هرگونه نظر انتقادى و اصلاحى كه از طرف خوانندگان محترم برسد با كمال تشكر و امتنان مورد توجه و استفاده قرار خواهد گرفت. از خداوند سعادت و توفیق مسئلت مى نماییم.

تهران 19 تیرماه 1339 هجرى شمسى

مطابق 15 محرم الحرام 1380 هجرى قمرى





داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده,حکایت از فردوسی,حکایت از مولانا,حکایت پیرمرد و سلطان محمود,داستان عبید زاکانی,داستان های آموزنده از مولانا,داستانهای کوتاه مولانا,حکایت حافظ,داستان حلقه ازدواج,حکایت مولوی,حکایتی از عبید زاکانی,طنز های عبید زاکانی,قصه های مولانا,عبید زاکانی,لطیفه های عبید زاکانی,داستان کوتاه لری,داستان کوتاه از مولانا,داستان در مورد حروف الفبا,داستان فضولی,داستان ورزشی,حکایت کوتاه از فردوسی,حکایت ها,داستان خواستن توانستن است,حکایت خراسانی,حكایت های مولانا,داستان تلاش,داستان آب,حکایت های کوتاه,حکایت های کوتاه از عبید زاکانی,داستان کوتاه از سعدی,داستان کوتاه مسئولیت پذیری,داستان رفیق نیمه راه,داستان مسولیت پذیری,داستان معلم و شاگرد,داستان مناعت طبع,داستان لری,داستان های کوتاه مولانا,داستان رفاقت,داستان دزد,داستان در مورد مناعت طبع,داستان درباره مسولیت پذیری,داستان کوتاه عبید زاکانی,داستان کوتاه در مورد تفکر خلاق,داستان کوتاه در مورد شجاعت,داستان کوتاه در مورد فضولی,حکایتی کوتاه از عبید زاکانی,داستان اعتیاد,داستان انفاق,داستان تعهد,داستان خلاقیت، حکایات طنز






نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

لطیفه های کوتاه(129)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان راستان مرتضی مطهری(58)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت آموزنده(548)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

سعدی(149)

استیو جابز(3)

داستان های کوتاه(1075)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(58)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان(1074)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت(674)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستانک(1036)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(58)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

حکایت های آموزنده(544)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان اثبات عشق(2)

داستان های کوتاه و آموزنده(58)

حکایت کوتاه(675)

داستان کوتاه(1075)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستان آب كوثر(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

متن عاشقانه(2)

داستان آموزنده(1075)

رابطه زن و مرد(2)

داستان راستان(57)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های آموزنده شهید مطهری(40)

کتاب گینس(2)

داستان مرتضی مطهری(58)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت های کوتاه(676)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان های آموزنده(1069)

حکایت های گلستان سعدی(149)

گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستان آهنگر(3)