تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - رسول اكرم و دو حلقه جمعیت

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

رسول اكرم و دو حلقه جمعیت

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله وسلّم وارد مسجد مدینه (1) شد، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكیل شده بود و هر دسته اى حلقه اى تشكیل داده سرگرم كارى بودند: یك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته دیگر به تعلیم و تعلّم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم بودند، هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آنها مسرور و خرسند شد. به كسانى كه همراهش بودند روكرد و فرمود: «این هر دو دسته كار نیك مى كنند و بر خیر و سعادتند». آنگاه جمله اى اضافه كرد: «لكن من براى تعلیم و دانا كردن فرستاده شده ام»، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعلیم و تعلّم اشتغال داشتند رفت و در حلقه آنها نشست (2).


(1)  «مسجد مدینه» در صدر اسلام، تنها براى اداى فریضه نماز نبود بلكه مركز جنب و جوش و فعالیت هاى دینى و اجتماعى مسلمانان همان «مسجد» بود. هر وقت لازم مى شد اجتماعى صورت بگیرد، مردم را به حضور در مسجد دعوت مى كردند و مردم از هر خبر مهمى در آنجا آگاه مى شدند و هر تصمیم جدیدى گرفته مى شد در آنجا به مردم اعلام مى شد.

مسلمانان تا در مكه بودند از هرگونه آزادى و فعالیت اجتماعى محروم بودند. نه مى توانستند اعمال و فرایض مذهبى خود را آزادانه انجام دهند و نه مى توانستند تعلیمات دینى خود را آزادانه فراگیرند. این وضع ادامه داشت تا وقتى كه اسلام در نقطه حساس دیگرى از عربستان نفوذ كرد كه نامش «یثرب» بود و بعدها به نام «مدینة النبى» یعنى شهر پیغمبر معروف شد. پیغمبراكرم بنا به پیشنهاد مردم آن شهر و طبق عهد و پیمانى كه آنها با آن حضرت بستند، به این شهر هجرت فرمود. سایر مسلمانان نیز تدریجا به این شهر هجرت كردند. آزادى فعالیت مسلمانان نیز از این وقت آغاز شد. اولین كارى كه رسول اكرم بعد از مهاجرت به این شهر كرد. این بود كه زمینى را در نظر گرفت و با كمك یاران و اصحاب، این مسجد را در آنجا ساخت.

 (2) منیة المرید (چاپ بمبئى) ص 10.


داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده,حکایت از فردوسی,حکایت از مولانا,حکایت پیرمرد و سلطان محمود,داستان عبید زاکانی,داستان های آموزنده از مولانا,داستانهای کوتاه مولانا,حکایت حافظ,داستان حلقه ازدواج,حکایت مولوی,حکایتی از عبید زاکانی,طنز های عبید زاکانی,قصه های مولانا,عبید زاکانی,لطیفه های عبید زاکانی,داستان کوتاه لری,داستان کوتاه از مولانا,داستان در مورد حروف الفبا,داستان فضولی,داستان ورزشی,حکایت کوتاه از فردوسی,حکایت ها,داستان خواستن توانستن است,حکایت خراسانی,حكایت های مولانا,داستان تلاش,داستان آب,حکایت های کوتاه,حکایت های کوتاه از عبید زاکانی,داستان کوتاه از سعدی,داستان کوتاه مسئولیت پذیری,داستان رفیق نیمه راه,داستان مسولیت پذیری,داستان معلم و شاگرد,داستان مناعت طبع,داستان لری,داستان های کوتاه مولانا,داستان رفاقت,داستان دزد,داستان در مورد مناعت طبع,داستان درباره مسولیت پذیری,داستان کوتاه عبید زاکانی,داستان کوتاه در مورد تفکر خلاق,داستان کوتاه در مورد شجاعت,داستان کوتاه در مورد فضولی,حکایتی کوتاه از عبید زاکانی,داستان اعتیاد,داستان انفاق,داستان تعهد,داستان خلاقیت



نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستانهای آموزنده حکایت(18)

کتاب گینس(2)

داستان آموزنده(1075)

لطیفه های کوتاه(129)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان های آموزنده(1069)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان اثبات عشق(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان های کوتاه و آموزنده(58)

داستانک(1036)

استیو جابز(3)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

داستان آهنگر(3)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت(674)

داستان آرزو(3)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان های کوتاه(1075)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(58)

داستان مرتضی مطهری(58)

گلستان سعدی(149)

حکایت کوتاه(675)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت آموزنده(548)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه(676)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

داستانهای آموزنده(18)

داستان راستان(57)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(58)

متن عاشقانه(2)

سعدی(149)

داستان(1074)

داستان های آموزنده شهید مطهری(40)

رابطه زن و مرد(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان آب كوثر(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت های آموزنده(544)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان راستان مرتضی مطهری(58)

داستان کوتاه(1075)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)