تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - مردى كه اندرز خواست

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

مردى كه اندرز خواست

مردى از بادیه به مدینه آمد و به حضور رسول اكرم رسید. از آن حضرت پندى و نصیحتى تقاضا كرد. رسول اكرم به او فرمود: «خشم مگیر» و بیش از این چیزى نفرمود.

آن مرد به قبیله خویش برگشت. اتفاقا وقتى كه به میان قبیله خود رسید، اطلاع یافت كه در نبودن او حادثه مهمى پیش آمده، از این قرار كه جوانان قوم او دستبردى به مال قبیله اى دیگر زده اند و آنها نیز معامله به مثل كرده اند و تدریجا كار به جاهاى باریك رسیده و دو قبیله در مقابل یكدیگر صف آرایى كرده اند و آماده جنگ و كارزارند.شنیدن این خبر هیجان آور،خشم او را برانگیخت. فورا سلاح خویش را خواست و پوشید و به صف قوم خود ملحق و آماده همكارى شد.


در این بین، گذشته به فكرش افتاد، به یادش آمد كه به مدینه رفته و چه چیزها دیده و شنیده، به یادش آمد كه از رسول خدا پندى تقاضا كرده است و آن حضرت به او فرموده: «جلو خشم خود را بگیر».

در اندیشه فرو رفت كه چرا من تهییج شدم و به چه موجبى من سلاح پوشیدم و اكنون خود را مهیاى كشتن و كشته شدن كرده ام. چرا بى جهت من برافروخته و خشمناك شده ام! با خود فكر كرد الان وقت آن است كه آن جمله كوتاه را به كار بندم.

جلو آمد و زعماى صف مخالف را پیش خواند و گفت: این ستیزه براى چیست اگر منظور غرامت آن تجاوزى است كه جوانان نادان ما كرده اند، من حاضرم از مال شخصى خودم ادا كنم. علت ندارد كه ما براى همچو چیزى به جان یكدیگر بیفتیم و خون یكدیگر را بریزیم.

طرف مقابل كه سخنان عاقلانه و مقرون به گذشت این مرد را شنیدند، غیرت و مردانگى شان تحریك شد و گفتند: ما هم از تو كمتر نیستیم. حالا كه چنین است ما از اصل ادعاى خود صرف نظر مى كنیم.

هر دو صف به میان قبیله خود بازگشتند(1).


(1). اصول كافى، ج 2، ص 404.



داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده





نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت های آموزنده(545)

رابطه زن و مرد(2)

داستان راستان(96)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستان آموزنده(1099)

سعدی(149)

گلستان سعدی(149)

استیو جابز(3)

داستانک(1058)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

داستانهای آموزنده(18)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

متن عاشقانه(2)

حکایت کوتاه(677)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان(1096)

داستان کوتاه(1099)

داستان مرتضی مطهری(97)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

کتاب گینس(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان مسئولیت پذیری(11)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

داستان های کوتاه(1099)

حکایت(676)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

لطیفه های کوتاه(130)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حکایت آموزنده(549)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستان آهنگر(3)

داستان های آموزنده(1091)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت های کوتاه(678)