تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - در بزم خلیفه

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

در بزم خلیفه

متوكل، خلیفه سفاك و جبّار عباسى، از توجه معنوى مردم به امام هادى علیه السلام بیمناك بود و از اینكه مردم به طیب خاطر حاضر بودند فرمان او را اطاعت كنند رنج مى برد. سعایت كنندگان هم به او گفتند ممكن است على بن محمد (امام هادى) باطنا قصد انقلاب داشته باشد و بعید نیست اسلحه و یا لااقل نامه هایى كه دال بر مطلب باشد در خانه اش پیدا شود. لهذا متوكل یك شب بى خبر و بدون سابقه، بعد از آنكه نیمى از شب گذشته و همه چشم ها به خواب رفته و هركسى در بستر خویش استراحت كرده بود، عده اى از دژخیمان و اطرافیان خود را فرستاد به خانه امام كه خانه اش را تفتیش كنند و خود امام را هم حاضر نمایند متوكل این تصمیم را در حالى گرفت كه بزمى تشكیل داده مشغول میگسارى بود.


مامورین سرزده وارد خانه امام شدند و اول به سراغ خودش رفتند، او را دیدند كه اطاقى را خلوت كرده و فرش اطاق را جمع كرده، بر روى ریگ و سنگریزه نشسته به ذكر خدا و راز و نیاز با ذات پروردگار مشغول است. وارد سایر اطاق ها شدند، از آنچه مى خواستند چیزى نیافتند. ناچار به همین مقدار قناعت كردند كه خود امام را به حضور متوكل ببرند.

وقتى كه امام وارد شد، متوكل در صدر مجلس نشسته مشغول مىگسارى بود. دستور داد كه امام پهلوى خودش بنشیند. امام نشست. متوكل جام شرابى كه در دستش بود به امام تعارف كرد. امام امتناع كرد و فرمود: «به خدا قسم! كه هرگز شراب داخل خون و گوشت من نشده، مرا معاف بدار».

متوكل قبول كرد، بعد گفت: «پس شعر بخوان و با خواندن اشعار نغز و غزلیات آبدار محفل ما را رونق ده».

فرمود: «من اهل شعر نیستم و كمتر از اشعار گذشتگان حفظ دارم».

متوكل گفت: چاره اى نیست، حتما باید شعر بخوانى.

امام شروع كرد به خواندن اشعارى كه مضمونش این است:

«قله هاى بلند را براى خود منزلگاه كردند و همواره مردان مسلح در اطراف آنها بودند و آنها را نگهبانى مى كردند، ولى هیچ یك از آنها نتوانست جلو مرگ را بگیرد و آنها را از گزند روزگار محفوظ بدارد».

«آخرالامر از دامن آن قله هاى منیع و از داخل آن حصن هاى محكم و مستحكم به داخل گودال هاى قبر پایین كشیده شدند و با چه بدبختى به آن گودال ها فرود آمدند»

«در این حال منادى فریاد كرد و به آنها بانگ زد كه: كجا رفت آن زینت ها و آن تاج ها و هیمنه ها و شكوه و جلال ها؟».

«كجا رفت آن چهره هاى پرورده نعمت ها كه همیشه از روى ناز و نخوت، در پس پرده هاى الوان، خود را از انظار مردم مخفى نگاه مى داشت؟».

«قبر عاقبت آنها را رسوا ساخت. آن چهره هاى نعمت پرورده، عاقبت الامر جولانگاه كرم هاى زمین شد كه بر روى آنها حركت مى كنند!».

«زمان درازى دنیا را خوردند و آشامیدند و همه چیز را بلعیدند، ولى امروز همانها كه خورنده همه چیزها بودند، ماكول زمین وحشرات زمین واقع شده اند!».

صداى امام با طنین مخصوص و با آهنگى كه تا اعماق روح حاضرین و از آن جمله خود متوكل نفوذ كرد این اشعار را به پایان رسانید. نشاه شراب از سر میگساران پرید. متوكل جام شراب را محكم به زمین كوفت و اشك هایش مثل باران جارى شد.

به این ترتیب آن مجلس بزم درهم ریخت و نور حقیقت توانست غبار غرور و غفلت را ولو براى مدتى كوتاه از یك قلب پر قساوت بزداید.




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده



داستان مسئولیت پذیری، داستان در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد تفکر خلاق، حکایت کوتاه سعدی، داستان درباره مسئولیت پذیری، داستان تفکر خلاق، داستان آدم فضول، حکایت لری، حکایت کوتاه از گلستان سعدی با معنی، داستان کوتاه فضولی، داستان کوتاه تفکر خلاق، حکایت های طنز عبید زاکانی، شعر کوتاه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت از عبید زاکانی، داستان درباره تفکر خلاق، داستان کوتاه در مورد تفکر خلاق، حکایت های کوتاه از مولانا، حکایت کوتاه درباره عید نوروز، حکایت کوتاه از مولانا، حکایت کوتاه درباره نوروز، داستان صله رحم، حکایت فضول، حکایت های لری، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد فضولی، لطیفه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از گلستان، داستان کوتاه کودکانه در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد تعهد، داستان درباره فضولی، داستان درمورد مسولیت پذیری، حکایت عید نوروز، یک حکایت لری، حکایت دوستی، حکایت درباره نوروز، حکایت کوتاه در مورد عید نوروز، داستان کوتاه لری، داستان طوطی و بازرگان، داستان درباره تفکر نقاد، داستان در مورد مسولیت پذیری، حکایات عبید زاکانی، حکایتی کوتاه از مولانا، حکایتی کوتاه از گلستان، داستان کودکانه در مورد مسئولیت پذیری، داستانهای کوتاه و آموزنده از مثنوی، حکایتی در مورد خشم، داستان های عبید زاکانی، حکایت ساده، حکایت درباره عید نوروز، حکایت در مورد نوروز، حکایت فردوسی، یک حکایت کوتاه از گلستان سعدی با معنی، حکایت کوتاه از سعدی، داستان درباره ی تفکر خلاق، داستان در مورد صله رحم، حکایت صبر، داستان درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت در مورد عید نوروز، داستان های مولانا، حکایت های نوروزی، داستان کوتاه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت نوروز، داستانی در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد همنشین خوب و بد، حکایت مادر، حکایتی از فردوسی، داستان های لری، داستان کوتاه درباره مسئولیت پذیری، حکایت های زیبا از مولانا، داستان کوتاه نوروز، حکایت در مورد مسئولیت پذیری، داستان مسولیت پذیری، داستان مناعت طبع، حکایت های مولانا، حکایت سبزواری، داستان خواستن توانستن است، داستان ادم فضول، حکایت درباره عید، حکایت کوتاه سبزواری، داستان کوتاه درباره تفکر، حکایت از فردوسی، حکایات مولانا، داستان درباره مناعت طبع، حکایتی کوتاه از سعدی، داستان ضرب المثل خواستن توانستن است، داستان درباره مسولیت پذیری، داستان درمورد تفکر خلاق، حکایت خراسانی، داستان کوتاه درباره تفکر خلاق، داستان های کوتاه محلی لری، داستان کوتاه در مورد کنترل خشم، حکایت عبید زاکانی، داستان درباره شادی، داستان کوتاه در مورد مناعت طبع، حکایتی از عبید زاکانی، داستان کوتاه مسئولیت پذیری، داستان کوتاه به زبان لری، حکایتی در مورد نوروز، داستان در مورد غفلت، حکایت لری کوتاه، حکایتی کوتاه درباره نوروز، داستان در مورد مناعت طبع، آموزش حروف الفبا با قصه، حکایت های خراسانی، عبید زاکانی طنز، داستان کوتاه درباره ی تفکر خلاق، حکایت محبت، مسئولیت پذیری داستان، حکایت در مورد خوزستان، داستان کوتاه مادر و دختر، داستان کوتاه عید نوروز، حکایت درمورد نوروز، داستان لری، داستان در مورد تفکر نقاد، داستانی در مورد تفکر خلاق، حکایت های کوتاه لری، داستان کوتاه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت مولوی، داستان کوتاه تفکر نقاد، داستانی در مورد فضولی، ضرب المثل خواستن توانستن است، داستان درمورد مسئولیت پذیری، دروغگو دشمن خداست، داستان انفاق، حکایت کوتاه در مورد نوروز، حکایت حافظ، داستان عبید زاکانی، حکایت کوتاه فردوسی، حکایت های سعدی، قصه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از فردوسی، انواع داستان کوتاه، حکایت کوتاه از عبید زاکانی، یک حکایت کوتاه از مولانا، داستان کوتاه در مورد عید نوروز، داستان کوتاه حروف الفبا، حکایت به زبان لری، انواع حکایت،داستان کوتاه از عبید زاکانی، داستان در مورد شادی، داستان طوطی و بازرگان، اشعار داستانی مولانا، حکایت کوتاه از حافظ، داستان های کوتاه از شاهنامه فردوسی، داستان کودکانه مسئولیت پذیری، داستانهای عبید زاکانی، داستان در مورد مسیولیت پذیری، داستانی کوتاه از فردوسی، حکایت کوتاه لری، حکایت خواستن توانستن است، حکایتی درباره نوروز، داستان حروف الفبا، داستان در مورد شجاعت، قصه های الفبا، داستان کوتاه درباره مسولیت پذیری، حکایت از مولوی، داستان تفکرخلاق، حکایتی از حافظ، داستان کوتاه درباره انفاق، حکایت های مولوی، داستان کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از حافظ، حکایت مناعت طبع، حکایت درباره بهار، مثل کوتاه، داستان نزدیکی، داستان درمورد فضولی، داستان در مورد خلاقیت، طنز عبید زاکانی، حکایتی کوتاه از فردوسی، حکایت درباره ی نوروز، حکایات مولوی، قصه طوطی و بازرگان، داستان کوتاه در مورد حسادت، حکایتی درباره عید نوروز، داستان در مورد نوروز، حکایتی کوتاه از گلستان سعدی، داستان در مورد فضولی، داستان در مورد انفاق، داستان کوتاه درباره نوروز، داستان حروف الفبا برای کودکان، داستانی درباره مسئولیت پذیری، داستانهای مولانا به زبان ساده، داستان کوتاه در مورد انفاق، حکایت کوتاه به زبان لری، حکایت از گلستان سعدی با معنی، حکایت نوروزی، داستان درباره عید نوروز، حکایت از مولانا، حکایت کوتاه ازسعدی، داستان لری کوتاه، داستان کوتاه در مورد مسولیت پذیری، داستان کودکانه در مورد شادی، داستان معلم و شاگرد، حکایت فضولی، لیست داستان های مثنوی، حکایت کوتاه ترکمنی، داستان های مولوی، حکایت ساده و کوتاه، داستان کوتاه خواستن توانستن است، داستانی درباره ی فضولی، داستان در مورد صبر، داستان درباره نوروز، لطیفه درباره مسئولیت پذیری، نقاشی در مورد مسئولیت پذیری، داستان کوتاه درباره شجاعت، حکایت های حافظ شیرازی، داستان کوتاه مدیریت خشم، حکایتی کوتاه از مولوی، داستان لقمه حرام، داستان کوتاه در مورد تفکر نقاد، حکایت ورزشی، داستان جوراب، طوطی و بازرگان، طنز های عبید زاکانی، داستان درباره ی شکرگزاری، داستان کوتاه درمورد اعتیاد، داستان درموردتفکرخلاق، داستان طوطی وبازرگان، داستان نماز جمعه، قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی، حکایت مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان مولانا، حکایت طنز عبید زاکانی، داستانی در مورد شجاعت، داستان درباره ی نوروز، شعر کوتاه در مورد تفکر خلاق، داستان ورزشی کوتاه، داستان نوروز، حکایت کوتاه گلستان، داستان کوتاه از گلستان، مفهوم ضرب المثل خواستن توانستن است، داستانی درباره همنشین بد، حکایتی درباره ی همنشین بد، حکایت های کوتاه سعدی، داستان هایی در مورد انفاق، حکایت از گلستان سعدی کوتاه، داستان های عرفانی مولانا، داستان کوتاه در مورد شادی، داستان درباره انفاق، حکایتی درباره ی عید نوروز، حکایتی کوتاه، داستان های کوتاه شاهنامه، داستانی کوتاه از گلستان، سعدی، داستانی از مولانا، لطیفه در مورد تفکر خلاق، حکایت های مثنوی مولانا، حکایت های فردوسی، حکایت کوتاه عبید زاکانی، داستانی کوتاه در مورد انفاق، شعر درباره مسئولیت پذیری، داستان مسئولیت پذیری، شعر با موضوع مسئولیت پذیری، داستان درباره ی مسولیت پذیری، داستان کوتاه اعتیاد، نمایشنامه کوتاه در مورد اعتیاد، داستان کوتاه درباره ی تفکر نقاد، داستانی درمورد فضولی، یک حکایت کوتاه به نثر ساده، حکایتی کوتاه از حافظ، داستان چشم پوشی، داستانی از مولوی، داستان کوتاه در مورد شکر خدا، داستانهای مولانا، داستان های حافظ، حکایات عبید، داستان های کوتاه سعدی، حکایت از سعدی، حکایت کوتاه از شاهنامه، داستان کوتاه در مورد خشم، داستان در مورد نوروز، لطیفه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت دزدان ناقلا، داستان رفیق نیمه راه، داستان های مثنوی معنوی، داستان تفکر نقاد، طنزهای عبید زاکانی، داستان کوتاه کودکانه در مورد شجاعت، داستان کوتاه در مورد شجاعت، داستان های کوتاه از گلستان سعدی، من آنم که من دانم، داستان های گلستان سعدی، داستان طوطی، داستان درمورد غرور

 






نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت آموزنده(548)

حکایت های آموزنده(544)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

استیو جابز(3)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان راستان(57)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان های کوتاه و آموزنده(58)

داستانهای آموزنده(18)

داستان راستان مرتضی مطهری(58)

رابطه زن و مرد(2)

داستان مرتضی مطهری(58)

داستان های آموزنده(1069)

حکایت های گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان آهنگر(3)

لطیفه های کوتاه(129)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(58)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

داستان کوتاه(1075)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت های کوتاه(676)

داستان(1074)

حکایت(674)

داستان آرزو(3)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان آموزنده(1075)

گلستان سعدی(149)

داستانهای کوتاه(38)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان اثبات عشق(2)

سعدی(149)

حکایت کوتاه(675)

داستان های کوتاه(1075)

داستانک(1036)

داستان های آموزنده شهید مطهری(40)

کتاب گینس(2)

متن عاشقانه(2)

داستان آب كوثر(2)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(58)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)