تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - وامانده قافله

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

وامانده قافله

در تاریكى شب، از دور، صداى جوانى به گوش مى رسید كه استغاثه مى كرد و كمك مى طلبید و مادر جان! مادر جان! مى گفت. شتر ضعیف و لاغرش از قافله عقب مانده بود و سرانجام از كمال خستگى خوابیده بود. هر كار كرد شتر را حركت دهد نتوانست. ناچار بالا سر شتر ایستاده بود و ناله مى كرد. در این بین، رسول اكرم كه معمولاً بعد از همه و در دنبال قافله حركت مى كرد كه اگر احیانا ضعیف و ناتوانى از قافله جدا شده باشد تنها و بى مددكار نماند از دور صداى ناله جوان را شنید، همین كه نزدیك رسید پرسید: «كى هستى؟


من جابرم

چرا معطل و سرگردانى؟

یا رسول اللّه! فقط به علت اینكه شترم از راه مانده.

«عصا همراه دارى؟».

بلى

«بده به من».

رسول اكرم عصا را گرفت و به كمك آن عصا شتر را حركت داد و سپس او را خوابانید، بعد دستش را ركاب ساخت و به جابر گفت: «سوار شو».

جابر سوار شد و با هم راه افتادند. در این هنگام شتر جابر، تندتر حركت مى كرد. پیغمبر در بین راه دائما جابر را مورد ملاطفت قرار مى داد. جابر شمرد، دید مجموعا 25 بار براى او طلب آمرزش كرد.

در بین راه از جابر پرسید: «از پدرت عبداللّه چند فرزند باقى مانده؟».

هفت دختر و یك پسر كه منم.

«آیا قرضى هم از پدرت باقى مانده؟».

بلى.

«پس وقتى به مدینه برگشتى، با آنها قرارى بگذار و همین كه موقع چیدن خرما شد مرا خبر كن».

بسیار خوب.

«زن گرفته اى؟»

بلى.

«با كى ازدواج كردى؟».

با فلان زن، دختر فلان كس، یكى از بیوه زنان مدینه.

«چرا دوشیزه نگرفتى كه همبازى تو باشد؟».

یا رسول اللّه! چند خواهر جوان و بى تجربه داشتم نخواستم زن جوان و بى تجربه بگیرم، مصلحت دیدم عاقله زنى را به همسرى انتخاب كنم.

«بسیار خوب كارى كردى. این شتر را چند خریدى؟».

به پنج وقیه طلا.

«به همین قیمت مال ما باشد، به مدینه كه آمدى بیا پولش را بگیر».

آن سفر به آخر رسید و به مدینه مراجعت كردند. جابر شتر را آورد كه تحویل بدهد، رسول اكرم به «بلال» فرمود: «پنج وقیه طلا بابت پول شتر به جابر بده، به علاوه سه وقیه دیگر، تا قرض هاى پدرش عبداللّه را بدهد، شترش هم مال خودش باشد».

بعد، از جابر پرسید: «با طلبكاران قرارداد بستى؟».

نه یا رسول اللّه!

«آیا آنچه از پدرت مانده وافى به قرض هایش هست؟»

نه یا رسول اللّه!

«پس موقع چیدن خرما ما را خبر كن».

موقع چیدن خرما رسید، رسول خدا را خبر كرد. پیامبر آمد و حساب طلبكاران را تصفیه كرد و براى خانواده جابر نیز به اندازه كافى باقى گذاشت.



داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده



داستان مسئولیت پذیری، داستان در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد تفکر خلاق، حکایت کوتاه سعدی، داستان درباره مسئولیت پذیری، داستان تفکر خلاق، داستان آدم فضول، حکایت لری، حکایت کوتاه از گلستان سعدی با معنی، داستان کوتاه فضولی، داستان کوتاه تفکر خلاق، حکایت های طنز عبید زاکانی، شعر کوتاه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت از عبید زاکانی، داستان درباره تفکر خلاق، داستان کوتاه در مورد تفکر خلاق، حکایت های کوتاه از مولانا، حکایت کوتاه درباره عید نوروز، حکایت کوتاه از مولانا، حکایت کوتاه درباره نوروز، داستان صله رحم، حکایت فضول، حکایت های لری، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد فضولی، لطیفه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از گلستان، داستان کوتاه کودکانه در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد تعهد، داستان درباره فضولی، داستان درمورد مسولیت پذیری، حکایت عید نوروز، یک حکایت لری، حکایت دوستی، حکایت درباره نوروز، حکایت کوتاه در مورد عید نوروز، داستان کوتاه لری، داستان طوطی و بازرگان، داستان درباره تفکر نقاد، داستان در مورد مسولیت پذیری، حکایات عبید زاکانی، حکایتی کوتاه از مولانا، حکایتی کوتاه از گلستان، داستان کودکانه در مورد مسئولیت پذیری، داستانهای کوتاه و آموزنده از مثنوی، حکایتی در مورد خشم، داستان های عبید زاکانی، حکایت ساده، حکایت درباره عید نوروز، حکایت در مورد نوروز، حکایت فردوسی، یک حکایت کوتاه از گلستان سعدی با معنی، حکایت کوتاه از سعدی، داستان درباره ی تفکر خلاق، داستان در مورد صله رحم، حکایت صبر، داستان درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت در مورد عید نوروز، داستان های مولانا، حکایت های نوروزی، داستان کوتاه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت نوروز، داستانی در مورد مسئولیت پذیری، داستان در مورد همنشین خوب و بد، حکایت مادر، حکایتی از فردوسی، داستان های لری، داستان کوتاه درباره مسئولیت پذیری، حکایت های زیبا از مولانا، داستان کوتاه نوروز، حکایت در مورد مسئولیت پذیری، داستان مسولیت پذیری، داستان مناعت طبع، حکایت های مولانا، حکایت سبزواری، داستان خواستن توانستن است، داستان ادم فضول، حکایت درباره عید، حکایت کوتاه سبزواری، داستان کوتاه درباره تفکر، حکایت از فردوسی، حکایات مولانا، داستان درباره مناعت طبع، حکایتی کوتاه از سعدی، داستان ضرب المثل خواستن توانستن است، داستان درباره مسولیت پذیری، داستان درمورد تفکر خلاق، حکایت خراسانی، داستان کوتاه درباره تفکر خلاق، داستان های کوتاه محلی لری، داستان کوتاه در مورد کنترل خشم، حکایت عبید زاکانی، داستان درباره شادی، داستان کوتاه در مورد مناعت طبع، حکایتی از عبید زاکانی، داستان کوتاه مسئولیت پذیری، داستان کوتاه به زبان لری، حکایتی در مورد نوروز، داستان در مورد غفلت، حکایت لری کوتاه، حکایتی کوتاه درباره نوروز، داستان در مورد مناعت طبع، آموزش حروف الفبا با قصه، حکایت های خراسانی، عبید زاکانی طنز، داستان کوتاه درباره ی تفکر خلاق، حکایت محبت، مسئولیت پذیری داستان، حکایت در مورد خوزستان، داستان کوتاه مادر و دختر، داستان کوتاه عید نوروز، حکایت درمورد نوروز، داستان لری، داستان در مورد تفکر نقاد، داستانی در مورد تفکر خلاق، حکایت های کوتاه لری، داستان کوتاه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت مولوی، داستان کوتاه تفکر نقاد، داستانی در مورد فضولی، ضرب المثل خواستن توانستن است، داستان درمورد مسئولیت پذیری، دروغگو دشمن خداست، داستان انفاق، حکایت کوتاه در مورد نوروز، حکایت حافظ، داستان عبید زاکانی، حکایت کوتاه فردوسی، حکایت های سعدی، قصه در مورد مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از فردوسی، انواع داستان کوتاه، حکایت کوتاه از عبید زاکانی، یک حکایت کوتاه از مولانا، داستان کوتاه در مورد عید نوروز، داستان کوتاه حروف الفبا، حکایت به زبان لری، انواع حکایت،داستان کوتاه از عبید زاکانی، داستان در مورد شادی، داستان طوطی و بازرگان، اشعار داستانی مولانا، حکایت کوتاه از حافظ، داستان های کوتاه از شاهنامه فردوسی، داستان کودکانه مسئولیت پذیری، داستانهای عبید زاکانی، داستان در مورد مسیولیت پذیری، داستانی کوتاه از فردوسی، حکایت کوتاه لری، حکایت خواستن توانستن است، حکایتی درباره نوروز، داستان حروف الفبا، داستان در مورد شجاعت، قصه های الفبا، داستان کوتاه درباره مسولیت پذیری، حکایت از مولوی، داستان تفکرخلاق، حکایتی از حافظ، داستان کوتاه درباره انفاق، حکایت های مولوی، داستان کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از حافظ، حکایت مناعت طبع، حکایت درباره بهار، مثل کوتاه، داستان نزدیکی، داستان درمورد فضولی، داستان در مورد خلاقیت، طنز عبید زاکانی، حکایتی کوتاه از فردوسی، حکایت درباره ی نوروز، حکایات مولوی، قصه طوطی و بازرگان، داستان کوتاه در مورد حسادت، حکایتی درباره عید نوروز، داستان در مورد نوروز، حکایتی کوتاه از گلستان سعدی، داستان در مورد فضولی، داستان در مورد انفاق، داستان کوتاه درباره نوروز، داستان حروف الفبا برای کودکان، داستانی درباره مسئولیت پذیری، داستانهای مولانا به زبان ساده، داستان کوتاه در مورد انفاق، حکایت کوتاه به زبان لری، حکایت از گلستان سعدی با معنی، حکایت نوروزی، داستان درباره عید نوروز، حکایت از مولانا، حکایت کوتاه ازسعدی، داستان لری کوتاه، داستان کوتاه در مورد مسولیت پذیری، داستان کودکانه در مورد شادی، داستان معلم و شاگرد، حکایت فضولی، لیست داستان های مثنوی، حکایت کوتاه ترکمنی، داستان های مولوی، حکایت ساده و کوتاه، داستان کوتاه خواستن توانستن است، داستانی درباره ی فضولی، داستان در مورد صبر، داستان درباره نوروز، لطیفه درباره مسئولیت پذیری، نقاشی در مورد مسئولیت پذیری، داستان کوتاه درباره شجاعت، حکایت های حافظ شیرازی، داستان کوتاه مدیریت خشم، حکایتی کوتاه از مولوی، داستان لقمه حرام، داستان کوتاه در مورد تفکر نقاد، حکایت ورزشی، داستان جوراب، طوطی و بازرگان، طنز های عبید زاکانی، داستان درباره ی شکرگزاری، داستان کوتاه درمورد اعتیاد، داستان درموردتفکرخلاق، داستان طوطی وبازرگان، داستان نماز جمعه



نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان وامانده قافله، داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت کوتاه(675)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(129)

داستان مرتضی مطهری(58)

داستانک(1036)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(58)

داستانهای کوتاه(38)

داستان راستان(57)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(58)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانهای آموزنده(18)

داستان های کوتاه(1075)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های کوتاه و آموزنده(58)

داستان های آموزنده(1069)

حکایت(674)

متن عاشقانه(2)

داستان راستان مرتضی مطهری(58)

رابطه زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان آب كوثر(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان(1074)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

حکایت های گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان های آموزنده شهید مطهری(40)

سعدی(149)

حکایت های آموزنده(544)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت های کوتاه(676)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان کوتاه(1075)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

گلستان سعدی(149)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستان آموزنده(1075)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

حکایت آموزنده(548)

استیو جابز(3)

داستان اثبات عشق(2)

داستان آهنگر(3)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)