تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - هشام و فرزدق

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

هشام و فرزدق

هشام بن عبدالمك، با آنكه مقام ولایت عهدى داشت و آن روزگار یعنى دهه اول قرن دوم هجرى از اوقاتى بود كه حكومت اموى به اوج قدرت خود رسیده بود، هر چه خواست بعد از طواف كعبه، خود را به «حجرالاسود» برساند و با دست خود آن را لمس كند میسر نشد: مردم همه یك نوع جامه ساده كه جامه احرام بود پوشیده بودند، یك نوع سخن كه ذكر خدا بود به زبان داشتند، یك نوع عمل مى كردند. چنان در احساسات پاك خود غرق بودند كه نمى توانستند در باره شخصیت دنیایى هشام و مقام اجتماعى او بیندیشند. افراد و اشخاصى كه او از شام با خود آورده بود تا حرمت و حشمت او را حفظ كنند، در مقابل ابهت و عظمت معنوى عمل حج ناچیز به نظر مى رسیدند.


هشام هرچه كرد خود را به «حجرالا سود» برساند و طبق آداب حج، آن را لمس كند، به علت كثرت و ازدحام مردم میسر نشد. ناچار برگشت و در جاى بلندى برایش كرسى گذاشتند او از بالاى آن كرسى، به تماشاى جمعیت پرداخت. شامیانى كه همراهش آمده بودند دورش را گرفتند. آنها نیز به تماشاى منظره پر ازدحام جمعیت پرداختند.

در این میان، مردى ظاهر شد در سیماى پرهیزكاران. او نیز مانند همه یك جامه ساده بیشتر به تن نداشت. آثار عبادت و بندگى خدا بر چهره اش نمودار بود. اول رفت و به دور كعبه طواف كرد، بعد با قیافه اى آرام و قدم هایى مطمئن، به طرف حجرالا سود آمد. جمعیت با همه ازدحامى كه بود، همین كه او را دیدند فورا كوچه دادند و او خود را به حجرالا سود نزدیك ساخت. شامیان كه این منظره را دیدند و قبلاً دیده بودند كه مقام ولایت عهد با آن اهمیت و طمطراق موفق نشده بود كه خود را به حجرالاسود نزدیك كند، چشم هاشان خیره شد و غرق در تعجب گشتند. یكى از آنها از خود هشام پرسید: این شخص كیست؟

هشام با آنكه كاملاً مى شناخت كه این شخص، «على بن الحسین زین العابدین» است، خود را به ناشناسى زد و گفت: نمى شناسم!!

در این هنگام چه كسى بود، از ترس هشام كه از شمشیرش خون مى چكید، جرات به خود داده او را معرفى كند؟ ولى در همین وقت، «همام بن غالب» معروف به «فرزدق»، شاعر زبردست و تواناى عرب، با آنكه به واسطه كار و شغل و هنر مخصوصش بیش از هركس دیگر مى بایست حرمت و حشمت هشام را حفظ كند، چنان وجدانش تحریك شد و احساساتش به جوش آمد كه فورا گفت: «لكن من او را مى شناسم» و به معرفى ساده قناعت نكرد، بر روى بلندى ایستاده قصیده اى غرا كه از شاهكارهاى ادبیات عرب است و فقط در مواقع حساس پر از هیجان كه روح شاعر مثل دریا موج بزند مى تواند چنان سخنى ابداع شود با بدیهه سرود و انشا كرد. در ضمن اشعارش چنین گفت:

«این شخص كسى است كه تمام سنگریزه هاى سرزمین بطحا او را مى شناسند، این كعبه او را مى شناسد، زمین حرم و زمین خارج حرم او را مى شناسند، این فرزند بهترین بندگان خداست، این است آن پرهیزكار پاك پاكیزه مشهور. این كه تو مى گویى او را نمى شناسم زیانى به او نمى رساند، اگر تو یك نفر فرضا نشناسى، عرب و عجم او را مى شناسند».

هشام از شنیدن این قصیده و این منطق و این بیان، از خشم و غضب آتش گرفت و دستور داد مستمرى فرزدق را از بیت المال قطع كردند و خودش را در «عسفان» بین مكه و مدینه زندانى كردند. ولى فرزدق هیچ اهمیتى به این حوادث كه در نتیجه شجاعت در اظهار عقیده برایش پیش آمده بود نداد، نه به قطع حقوق و مستمرى اهمیت داد و نه به زندانى شدن و در همان زندان نیز با انشا اشعار آبدار از هجو و انتقاد خوددارى نمى كرد.

على بن الحسین علیه السلام مبلغى پول براى فرزدق كه راه درآمدش بسته شده بود به زندان فرستاد. فرزدق از قبول آن امتناع كرد و گفت: «من آن قصیده را فقط در راه عقیده و ایمان و براى خدا انشا كردم و میل ندارم در مقابل آن پولى دریافت دارم».

بار دوم على بن الحسین، آن پول را براى فرزدق فرستاد و پیغام داد به او كه: «خداوند خودش از نیت و قصد تو آگاه است و تو را مطابق همان نیت و قصدت پاداش نیك خواهد داد، تو اگر این كمك را بپذیرى به اجر و پاداش تو در نزد خدا زیان نمى رساند» و فرزدق را قسم داد كه حتما آن كمك را بپذیرد. فرزدق هم پذیرفت.




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده


  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی، حکایت مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان مولانا، حکایت طنز عبید زاکانی، داستانی در مورد شجاعت، داستان درباره ی نوروز، شعر کوتاه در مورد تفکر خلاق، داستان ورزشی کوتاه، داستان نوروز، حکایت کوتاه گلستان، داستان کوتاه از گلستان، مفهوم ضرب المثل خواستن توانستن است، داستانی درباره همنشین بد، حکایتی درباره ی همنشین بد، حکایت های کوتاه سعدی، داستان هایی در مورد انفاق، حکایت از گلستان سعدی کوتاه، داستان های عرفانی مولانا، داستان کوتاه در مورد شادی، داستان درباره انفاق، حکایتی درباره ی عید نوروز، حکایتی کوتاه، داستان های کوتاه شاهنامه، داستانی کوتاه از گلستان، سعدی، داستانی از مولانا، لطیفه در مورد تفکر خلاق، حکایت های مثنوی مولانا، حکایت های فردوسی، حکایت کوتاه عبید زاکانی، داستانی کوتاه در مورد انفاق، شعر درباره مسئولیت پذیری، داستان مسئولیت پذیری، شعر با موضوع مسئولیت پذیری، داستان درباره ی مسولیت پذیری، داستان کوتاه اعتیاد، نمایشنامه کوتاه در مورد اعتیاد، داستان کوتاه درباره ی تفکر نقاد، داستانی درمورد فضولی، یک حکایت کوتاه به نثر ساده، حکایتی کوتاه از حافظ، داستان چشم پوشی، داستانی از مولوی، داستان کوتاه در مورد شکر خدا، داستانهای مولانا، داستان های حافظ، حکایات عبید، داستان های کوتاه سعدی، حکایت از سعدی، حکایت کوتاه از شاهنامه، داستان کوتاه در مورد خشم، داستان در مورد نوروز، لطیفه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت دزدان ناقلا، داستان رفیق نیمه راه، داستان های مثنوی معنوی، داستان تفکر نقاد، طنزهای عبید زاکانی، داستان کوتاه کودکانه در مورد شجاعت، داستان کوتاه در مورد شجاعت، داستان های کوتاه از گلستان سعدی، من آنم که من دانم، داستان های گلستان سعدی، داستان طوطی، داستان درمورد غرور، داستان محبت، داستان شاعری، حکایت کوتاه از سعدی برای کودکان، داستان تشکر از خدا، داستان گرگ و گاو، یک داستان کوتاه از سعدی، حکایت جوان و راهزن، یک داستان زیبا از گلستان سعدی، یک حکایت کوتاه از سعدی با معنی، داستان در مورد مدارا، حکایتی از سعدی با معنی، داستان از گلستان سعدی، داستان سفره هفت سین، داستان کوتاه درباره غرور، حكایتها، داستان های کوتاه کردی، انشا درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از بهارستان جامی، حکایت خیلی خیلی کوتاه، داستان های كردن، داستان هفت سین، باب هفتم گلستان سعدی، در مورد مناعت طبع، معنی باب هشتم گلستان سعدی، داستان کوتاه در مورد مشارکت، داستان مردن، داستان کوتاه از مثنوی، متن در مورد خواستن توانستن است، حکایت و داستان کوتاه، لطیفه تفکر خلاق، عبید زاكانی، داستان نزدیکی کردن، داستان در مورد طمع، داستان نقاشی، تحقیق در مورد مسئولیت پذیری، حکایت درباره اصفهان، داستان لقمان حکیم، حکایت سعدی، داستان های كوتاه عاشقانه، حکایت کوتاه شیرازی، داستان در مورد شکر نعمت، نقاشی درباره ی مسولیت پذیری، داستان کودکانه درباره غیبت، داستانی درباره مشارکت، حکایات آموزنده کوتاه، نمایشنامه از گلستان سعدی، حكایات، حكایت های گلستان سعدی، داستان درمورد دروغگویی، داستان مار، یک حکایت کردی، درباره مسئولیت پذیری، داستانهای مولوی به زبان ساده، داستان در مورد مشارکت، حکایات آموزنده، درمورد مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان به زبان ساده، داستان ابلیس، داستان درباره فضول، حدیث در مورد مسئولیت پذیری، حكایتی از گلستان سعدی، مفهوم یک کلاغ چهل کلاغ، حکایات کوتاه، داستان های کوتاه از سعدی، داستان کودکانه درباره مشارکت، بازرگان و طوطی، معنی حکایت های عبید زاکانی، داستان کوتاه دعا، داستان های مردن، داستان سعدی، داستان درمورد انفاق، شعر زیبا در مورد مسئولیت پذیری، حکایت بوستان سعدی، داستان کودکانه در مورد مشارکت، حكایت كوتاه از سعدی، داستان کوتاه درمورد طمع، حکایت های اصفهانی، گلستان سعدی حکایت، حکایتی در مورد اصفهان، حکایت های بوستان سعدی با معنی، لطیفه های ادبی عبید زاکانی، داستان کودک شجاع، حکایت از کتاب گلستان سعدی، داستانی از عید نوروز، سخنان عبید زاکانی، حکایت و داستان، داستان بز، داستان لیلی و مجنون، حکایتی از مثنوی معنوی، داستان های کوتاه در مورد دروغ، یک حکایت کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی همراه با معنی، آخوند هفت خط، مسئولیت پذیری نقاشی، موضوع انشا داستانی، داستان استاد و دانشجو، داستان زن آخوند، حدیث مسولیت پذیری، حکایتی کوتاه و ساده از گلستان سعدی، داستانی از مثنوی معنوی، حکایتی زیبا و کوتاه از گلستان سعدی، داستان یک کلاغ چهل کلاغ، داستان منشی، شعر در مورد مسئولیت پذیری، داستانی درباره ی عید نوروز، داستان و حکایت زیبا از گلستان سعدی، داستان بوسه، حکایت لقمان، نمایشنامه درباره ی عید نوروز، داستان مولانا و شمس، حکایت طوطی و بازرگان، داستان خوردن، شعر های کوتاه از مولانا، داستان معلم، نقاشی داستان، داستانهای مثنوی مولوی، حکایت خیلی کوتاه قدیمی، یك كلاغ چهل كلاغ، داستان از فردوسی، داستان لری، داستانهای سعدی، نقاشی در مورد مسئولیت پذیری طرح کرامت، مطلب در مورد مسئولیت پذیری، جک در مورد مسئولیت پذیری، داستان کوتاه درباره تشکر، حدیثی درباره مسئولیت پذیری، قصه سفره هفت سین، داستان در مورد صبر و چشم پوشی، یک حکایت کوتاه از گلستان سعدی، چهل کلاغ، پیرزن فقیر، سرباز سیگاری، چیستان درباره ی مسئولیت پذیری، شعر درباره مسیولیت پذیری، متن مسئولیت پذیری، دو گرگ، داستان در مورد تشکر، داستان آرزو، حکایت کوتاه گلستان سعدی با معنی، داستانی در مورد تفکر نقاد، حکایت کوتاه درباره اصفهان، داستان مسجد مهمان کش، حکایت سعدی درباره دوستی، کوتاه ترین داستان شاهنامه، شعر در مورد مسئولیت پذیری،






نوع مطلب :
برچسب ها: داستان هشام و فرزدق، داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

گلستان سعدی(149)

داستان های آموزنده شهید مطهری(40)

داستان های آموزنده(1069)

داستان(1074)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستانک(1036)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان آرزو(3)

لطیفه های کوتاه(129)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان آب كوثر(2)

حکایت های آموزنده(544)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت کوتاه(675)

داستان آموزنده(1075)

سعدی(149)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه و آموزنده(58)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(58)

رابطه زن و مرد(2)

استیو جابز(3)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

حکایت های کوتاه(676)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

کتاب گینس(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(545)

حکایت آموزنده(548)

داستان مرتضی مطهری(58)

داستان های کوتاه(1075)

داستان راستان مرتضی مطهری(58)

داستانهای آموزنده(18)

متن عاشقانه(2)

حکایت(674)

داستان آهنگر(3)

داستان کوتاه(1075)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(58)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان راستان(57)

داستان اثبات عشق(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(128)

سخنرانی براد پیت(2)