تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - ابواسحق صابى

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

ابواسحق صابى

«ابواسحق صابى» از فضلا و نویسندگان معروف قرن چهارم هجرى است. مدتى دربار خلیفه عباسى و مدتى در دربار عزالدوله بختیار (از آل بویه) مستوفى بود. ابواسحق داراى كیش صابى بود كه به اصل حید» ایمان دارند، ولى به اصل «نبوت» معتقد نیستند. عزالدوله بختیار سعى فراوان كرد بلكه بتواند ابواسحق را راضى كند كه اسلام اختیار كند، اما میسر نشد. ابواسحق در ماه رمضان به احترام مسلمانان روزه مى گرفت و از قرآن كریم زیاد حفظ داشت. در نامه ها و نوشته هاى خویش از قرآن زیاد اقتباس مى كرد.

 

ابواسحق، مردى فاضل و نویسنده و ادیب و شاعر بود و با سید شریف رضى كه نابغه فضل و ادب بود دوست و رفیق بودند. ابواسحق در حدود سال 384 هجرى از دنیا رفت و سید رضى قصیده اى عالى در مرثیه وى سرود كه مضمون سه شعر آن این است:

«آیا دیدى چه شخصیتى را روى چوب هاى تابوت حركت دادند و آیا دیدى چگونه شمع محفل خاموش شد؟»

«كوهى فرو ریخت كه اگر این كوه به دریا ریخته بود دریا را به هیجان مى آورد و سطح آن را كف آلود مى ساخت».

«من قبل از آنكه خاك، تو را در برگیرد باور نمى كردم كه خاك مى تواند روى كوه هاى عظیم را بپوشاند».

بعدها بعضى از كوته نظران سید را مورد ملامت و شماتت قرار دادند كه كسى مثل تو كه ذریه پیغمبر است شایسته نبود كه مردى صابى مذهب را كه منكر شرایع و ادیان بود، مرثیه بگوید و از مردن او اظهار تاسف كند.

سید گفت: «من به خاطر علم و فضلش او را مرثیه گفتم، در حقیقت علم و فضیلت را مرثیه گفته ام».




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده

  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی، حکایت مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان مولانا، حکایت طنز عبید زاکانی، داستانی در مورد شجاعت، داستان درباره ی نوروز، شعر کوتاه در مورد تفکر خلاق، داستان ورزشی کوتاه، داستان نوروز، حکایت کوتاه گلستان، داستان کوتاه از گلستان، مفهوم ضرب المثل خواستن توانستن است، داستانی درباره همنشین بد، حکایتی درباره ی همنشین بد، حکایت های کوتاه سعدی، داستان هایی در مورد انفاق، حکایت از گلستان سعدی کوتاه، داستان های عرفانی مولانا، داستان کوتاه در مورد شادی، داستان درباره انفاق، حکایتی درباره ی عید نوروز، حکایتی کوتاه، داستان های کوتاه شاهنامه، داستانی کوتاه از گلستان، سعدی، داستانی از مولانا، لطیفه در مورد تفکر خلاق، حکایت های مثنوی مولانا، حکایت های فردوسی، حکایت کوتاه عبید زاکانی، داستانی کوتاه در مورد انفاق، شعر درباره مسئولیت پذیری، داستان مسئولیت پذیری، شعر با موضوع مسئولیت پذیری، داستان درباره ی مسولیت پذیری، داستان کوتاه اعتیاد، نمایشنامه کوتاه در مورد اعتیاد، داستان کوتاه درباره ی تفکر نقاد، داستانی درمورد فضولی، یک حکایت کوتاه به نثر ساده، حکایتی کوتاه از حافظ، داستان چشم پوشی، داستانی از مولوی، داستان کوتاه در مورد شکر خدا، داستانهای مولانا، داستان های حافظ، حکایات عبید، داستان های کوتاه سعدی، حکایت از سعدی، حکایت کوتاه از شاهنامه، داستان کوتاه در مورد خشم، داستان در مورد نوروز، لطیفه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت دزدان ناقلا، داستان رفیق نیمه راه، داستان های مثنوی معنوی، داستان تفکر نقاد، طنزهای عبید زاکانی، داستان کوتاه کودکانه در مورد شجاعت، داستان کوتاه در مورد شجاعت، داستان های کوتاه از گلستان سعدی، من آنم که من دانم، داستان های گلستان سعدی، داستان طوطی، داستان درمورد غرور، داستان محبت، داستان شاعری، حکایت کوتاه از سعدی برای کودکان، داستان تشکر از خدا، داستان گرگ و گاو، یک داستان کوتاه از سعدی، حکایت جوان و راهزن، یک داستان زیبا از گلستان سعدی، یک حکایت کوتاه از سعدی با معنی، داستان در مورد مدارا، حکایتی از سعدی با معنی، داستان از گلستان سعدی، داستان سفره هفت سین





نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستان مرتضی مطهری(97)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

متن عاشقانه(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان های کوتاه(1099)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت های کوتاه(678)

داستان آموزنده(1099)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان راستان(96)

گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده(545)

سعدی(149)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

داستان های آموزنده(1091)

لطیفه های کوتاه(130)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت کوتاه(677)

داستان آرزو(3)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان(1096)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت(676)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

استیو جابز(3)

داستان کوتاه(1099)

داستان آهنگر(3)

رابطه زن و مرد(2)

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان مسئولیت پذیری(11)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت آموزنده(549)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستانک(1058)