تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - جویاى یقین

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

جویاى یقین

در همه کشور عظیم سلجوقى، نظامیه بغداد و نظامیه نیشابور، مثل دو ستاره روشن مى درخشیدند. طالبان علم و جویندگان بینش، بیشتر به یکى از این دو دانشگاه عظیم هجوم مى آوردند. ریاست و کرسى بزرگ تدریس نظامیه نیشابور، در حدود سال هاى 450 و 478 به عهده «ابوالمعالى امام الحرمین جوینى» بود. صدها نفر دانشجوى جوان جدى در حوزه تدریس وى حاضر مى شدند و مى نوشتند و حفظ مى کردند. در میان همه شاگردان امام الحرمین سه نفر جوان پرشور و با استعداد بیش از همه جلب توجه کرده انگشت نما شده بودند. محمد غزالى طوسى، کیاهراسى، احمد بن محمد خوافى.



سخن امام الحرمین در باره این سه نفر گوش به گوش و دهان به دهان مى گشت که: «غزالى دریایى است مواج، کیا، شیرى است درنده، خوافى، آتشى است سوزان» از این سه نفر نیز محمد غزالى مبرزتر و برازنده تر مى نمود. از این رو چشم و چراغ حوزه علمیه نیشابور آن روز، «محمد غزالى» بود.

امام الحرمین در سال 478 هجرى وفات کرد. غزالى که دیگر براى خود عدل و همپایه اى نمى شناخت، آهنگ خدمت وزیر دانشمند سلجوقى، خواجه نظام اللمک طوسى کرد که محضرش مجمع ارباب فضل و دانش بود. در آنجا نیز مورد احترام و محبت قرار گرفت. در مباحثات و مناظرات بر همه اقران پیروز شد! ضمنا کرسى ریاست نظامیه بغداد خالى شده بود و انتظار استادى با لیاقت را مى کشید که بتواند از عهده تدریس آنجا برآید. جاى تردید نبود، شخصیتى لایق تر از این نابغه جوان که تازه از خراسان رسیده بود پیدا نمى شد. در سال 484 هجرى قمرى، غزالى با شکوه و جلال تمام وارد بغداد شد و بر کرسى ریاست دانشگاه «نظامیه» تکیه زد.

عالی ترین مقامات علمى و روحانى آن روز همان بود که غزالى بدان رسید. بزرگترین دانشمند زمان و عالی ترین مرجع دین به شمار مى رفت. در مسائل بزرگ سیاسى روز مداخله مى کرد. خلیفه وقت، المقتدر باللّه و بعد از او المستظهر باللّه، براى وى احترام زیادى قائل بودند. همچنین پادشاه بزرگ ایران ملکشاه سلجوقى و وزیر دانشمند و مقتدر وى خواجه نظام الملک طوسى، نسبت به او ارادت مى ورزیدند و کمال احترام را مرعى مى داشتند، غزالى به نقطه اوج ترقیات خود رسیده بود و دیگر مقامى براى مثل او باقى نمانده بود که احراز نکرده باشد، ولى در همان حال که بر عرش سیادت علمى و روحانى جلوس کرده بود و دیگران غبطه مقام او را مى خوردند از درون روح وى شعله اى که کم و بیش در همه دوران عمر وى سوسو مى زد، زبانه کشید که خرمن هستى و مقام و جاه و جلال وى را یکباره سوخت.

غزالى در همه دوران تحصیل خویش، احساسى مرموز را در خود مى یافت که از او آرامش و یقین و اطمینان مى خواست، ولى حس تفوق بر اقران و کسب نام و شهرت و افتخار مجال بروز و فعالیت زیادى به این حس نمى داد. همین که به نقطه اوج ترقیات دنیایى خود رسید و اشباع شد، فعالیت حس کنجکاوى و حقیقت جویى وى آغاز گشت.

این مطلب بر وى روشن شد که جدل ها و استدلالات وى که دیگران اقناع و ملزم مى کند، روح کنجاو و تشنه خود او را اقناع نمى کند. دانست که تعلیم و تعلم و بحث و استدلال کافى نیست. سیر و سلوک و مجاهدت و تقوا لازم است. با خود گفت از نام شراب، مستى و از نام نان، سیرى و از نام دوا، بهبود پیدا نمى شود. از بحث و گفتگو در باره حقیقت و سعادت نیز آرامش و یقین و اطمینان پیدا نمى شود. باید براى حقیقت، خالص شد و این با حب جاه و شهرت و مقام سازگار نیست.

کشمکش عجیبى در درون وى پیدا شد. دردى بود که جز خود او و خداى او کسى از آن آگاه نبود. شش ماه این کشمکش به صورت جانکاهى دوام یافت و به قدرى شدت کرد که خواب و خوراک از وى سلب شد. زبانش از گفتار باز ماند. دیگر قادر به تدریس و بحث نبود. بیمار شد و در جهاز هاضمه اش اختلال پیدا شد. اطبا معاینه کردند، بیمارى روحى تشخیص دادند. راه چاره از هر طرف بسته شده بود. جز خدا و حقیقت دادرسى نبود. از خدا خواست که او را مدد کند و از این کشمکش برهاند. کار آسانى نبود، از یک طرف آن حس مرموز به شدت فعالیت مى کرد و از طرف دیگر چشم پوشیدن از آن همه جلال و عظمت و احترام و محبوبیت دشوار مى نمود. تا آنکه یک وقت احساس کرد که تمام جاه و جلال ها از نظرش ساقط شد. تصمیم گرفت از جاه و مقام چشم بپوشد. از ترس ممانعت مردم اظهار نکرد و به بهانه سفر مکه از بغداد بیرون رفت، ولى همین که مقدارى از بغداد دور شد و مشایعت کنندگان همه برگشتند، راه خود را به سوى شام و بیت المقدس برگرداند. براى آنکه کسى او را نشناسد و مزاحم سیر درونیش نشود، در جامه درویشان درآمد. سیر آفاق و انفس را آنقدر ادامه داد تا آنچه را که مى خواست، یعنى یقین و آرامش درونى، پیدا کرد. ده سال مدت تفکر و خلوت و ریاضت وى طول کشید.




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده

  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی، حکایت مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان مولانا، حکایت طنز عبید زاکانی، داستانی در مورد شجاعت، داستان درباره ی نوروز، شعر کوتاه در مورد تفکر خلاق، داستان ورزشی کوتاه، داستان نوروز، حکایت کوتاه گلستان، داستان کوتاه از گلستان، مفهوم ضرب المثل خواستن توانستن است، داستانی درباره همنشین بد، حکایتی درباره ی همنشین بد، حکایت های کوتاه سعدی، داستان هایی در مورد انفاق، حکایت از گلستان سعدی کوتاه، داستان های عرفانی مولانا، داستان کوتاه در مورد شادی، داستان درباره انفاق، حکایتی درباره ی عید نوروز، حکایتی کوتاه، داستان های کوتاه شاهنامه، داستانی کوتاه از گلستان، سعدی، داستانی از مولانا، لطیفه در مورد تفکر خلاق، حکایت های مثنوی مولانا، حکایت های فردوسی، حکایت کوتاه عبید زاکانی، داستانی کوتاه در مورد انفاق، شعر درباره مسئولیت پذیری، داستان مسئولیت پذیری، شعر با موضوع مسئولیت پذیری، داستان درباره ی مسولیت پذیری، داستان کوتاه اعتیاد، نمایشنامه کوتاه در مورد اعتیاد، داستان کوتاه درباره ی تفکر نقاد، داستانی درمورد فضولی، یک حکایت کوتاه به نثر ساده، حکایتی کوتاه از حافظ، داستان چشم پوشی، داستانی از مولوی، داستان کوتاه در مورد شکر خدا، داستانهای مولانا، داستان های حافظ، حکایات عبید، داستان های کوتاه سعدی، حکایت از سعدی، حکایت کوتاه از شاهنامه، داستان کوتاه در مورد خشم، داستان در مورد نوروز، لطیفه درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت دزدان ناقلا، داستان رفیق نیمه راه، داستان های مثنوی معنوی، داستان تفکر نقاد، طنزهای عبید زاکانی، داستان کوتاه کودکانه در مورد شجاعت، داستان کوتاه در مورد شجاعت، داستان های کوتاه از گلستان سعدی، من آنم که من دانم، داستان های گلستان سعدی، داستان طوطی، داستان درمورد غرور، داستان محبت، داستان شاعری، حکایت کوتاه از سعدی برای کودکان، داستان تشکر از خدا، داستان گرگ و گاو، یک داستان کوتاه از سعدی، حکایت جوان و راهزن، یک داستان زیبا از گلستان سعدی، یک حکایت کوتاه از سعدی با معنی، داستان در مورد مدارا، حکایتی از سعدی با معنی، داستان از گلستان سعدی، داستان سفره هفت سین، داستان کوتاه درباره غرور، حكایتها، داستان های کوتاه کردی، انشا درباره ی مسئولیت پذیری، حکایت کوتاه از بهارستان جامی، حکایت خیلی خیلی کوتاه، داستان های كردن، داستان هفت سین، باب هفتم گلستان سعدی، در مورد مناعت طبع، معنی باب هشتم گلستان سعدی، داستان کوتاه در مورد مشارکت، داستان مردن، داستان کوتاه از مثنوی، متن در مورد خواستن توانستن است، حکایت و داستان کوتاه، لطیفه تفکر خلاق، عبید زاكانی، داستان نزدیکی کردن، داستان در مورد طمع، داستان نقاشی، تحقیق در مورد مسئولیت پذیری، حکایت درباره اصفهان، داستان لقمان حکیم، حکایت سعدی، داستان های كوتاه عاشقانه، حکایت کوتاه شیرازی، داستان در مورد شکر نعمت، نقاشی درباره ی مسولیت پذیری، داستان کودکانه درباره غیبت، داستانی درباره مشارکت، حکایات آموزنده کوتاه، نمایشنامه از گلستان سعدی، حكایات، حكایت های گلستان سعدی، داستان درمورد دروغگویی، داستان مار، یک حکایت کردی، درباره مسئولیت پذیری، داستانهای مولوی به زبان ساده، داستان در مورد مشارکت، حکایات آموزنده، درمورد مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان به زبان ساده، داستان ابلیس، داستان درباره فضول، حدیث در مورد مسئولیت پذیری، حكایتی از گلستان سعدی، مفهوم یک کلاغ چهل کلاغ، حکایات کوتاه، داستان های کوتاه از سعدی، داستان کودکانه درباره مشارکت، بازرگان و طوطی، معنی حکایت های عبید زاکانی، داستان کوتاه دعا، داستان های مردن، داستان سعدی، داستان درمورد انفاق، شعر زیبا در مورد مسئولیت پذیری، حکایت بوستان سعدی، داستان کودکانه در مورد مشارکت، حكایت كوتاه از سعدی، داستان کوتاه درمورد طمع، حکایت های اصفهانی، گلستان سعدی حکایت، حکایتی در مورد اصفهان، حکایت های بوستان سعدی با معنی، لطیفه های ادبی عبید زاکانی، داستان کودک شجاع، حکایت از کتاب گلستان سعدی، داستانی از عید نوروز، سخنان عبید زاکانی، حکایت و داستان، داستان بز، داستان لیلی و مجنون، حکایتی از مثنوی معنوی، داستان های کوتاه در مورد دروغ، یک حکایت کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی همراه با معنی، آخوند هفت خط، مسئولیت پذیری نقاشی، موضوع انشا داستانی، داستان استاد و دانشجو، داستان زن آخوند، حدیث مسولیت پذیری، حکایتی کوتاه و ساده از گلستان سعدی، داستانی از مثنوی معنوی، حکایتی زیبا و کوتاه از گلستان سعدی، داستان یک کلاغ چهل کلاغ، داستان منشی، شعر در مورد مسئولیت پذیری، داستانی درباره ی عید نوروز، داستان و حکایت زیبا از گلستان سعدی، داستان بوسه، حکایت لقمان، نمایشنامه درباره ی عید نوروز، داستان مولانا و شمس، حکایت طوطی و بازرگان، داستان خوردن، شعر های کوتاه از مولانا، داستان معلم، نقاشی داستان، داستانهای مثنوی مولوی، حکایت خیلی کوتاه قدیمی، یك كلاغ چهل كلاغ، داستان از فردوسی، داستان لری، داستانهای سعدی، نقاشی در مورد مسئولیت پذیری طرح کرامت، مطلب در مورد مسئولیت پذیری، جک در مورد مسئولیت پذیری، داستان کوتاه درباره تشکر، حدیثی درباره مسئولیت پذیری، قصه سفره هفت سین، داستان در مورد صبر و چشم پوشی، یک حکایت کوتاه از گلستان سعدی، چهل کلاغ، پیرزن فقیر، سرباز سیگاری، چیستان درباره ی مسئولیت پذیری، شعر درباره مسیولیت پذیری، متن مسئولیت پذیری، دو گرگ، داستان در مورد تشکر، داستان آرزو، حکایت کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان مسئولیت پذیری(11)

حکایت های کوتاه(678)

رابطه زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت آموزنده(549)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستان راستان(96)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان آهنگر(3)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان کوتاه(1099)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده(545)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

متن عاشقانه(2)

لطیفه های کوتاه(130)

استیو جابز(3)

داستان های کوتاه(1099)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

سخنرانی براد پیت(2)

گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستانک(1058)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت(676)

داستان آموزنده(1099)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستانهای کوتاه(38)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت کوتاه(677)

داستان(1096)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستانهای آموزنده(18)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان های آموزنده(1091)

داستان مرتضی مطهری(97)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

سعدی(149)