تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - مرتضی مطهری - مرد ناشناس

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

مرد ناشناس

زن بیچاره، مشک آب را به دوش کشیده بود و نفس نفس زنان به سوی خانه اش می رفت. مردی ناشناس به او برخورد و مشک را از او گرفت و خودش به دوش کشید. کودکان خردسال زن، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. کودکان معصوم دیدند مرد ناشناسی همراه مادرشان به خانه آمد و مشک آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشک را به زمین گذاشت و از زن پرسید: «خوب معلوم است که مردی نداری که خودت آبکشی می کنی، چطور شده که بی کس مانده ای؟».



شوهرم سرباز بود. علی بن ابیطالب او را به یکی از مرزها فرستاد و در آنجا کشته شد. اکنون منم و چند طفل خردسال.

مرد ناشناس بیش از این حرفی نزد. سر را به زیر انداخت و خداحافظی کرد و رفت، ولی در آن روز آنی از فکر آن زن و بچه هایش بیرون نمی رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود،زنبیلی برداشت و مقداری آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ریخت و یکسره به طرف خانه دیروزی رفت و در زد.

کیستی

«همان بنده خدای دیروزی هستم که مشک آب را آوردم، حالا مقداری غذا برای بچه ها آورده ام».

خدازتوراضی شودوبین ما و علی بن ابیطالب هم خدا خودش حکم کند!

«در باز گشت و مرد ناشناس داخل خانه شد، بعد گفت: «دلم می خواهد ثوابی کرده باشم، اگر اجازه بدهی، خمیر کردن و پختن نان، یا نگهداری اطفال را من به عهده بگیرم».

بسیار خوب! ولی من بهتر می توانم خمیر کنم و نان بپزم، تو بچه ها را نگاه دار تا من از پختن نان فارغ شوم.

زن رفت دنبال خمیر کردن. مرد ناشناس فورا مقداری گوشت که خود آورده بود کباب کرد و با خرما، با دست خود به بچه ها خورانید. به دهان هرکدام که لقمه ای می گذاشت می گفت: «فرزندم! علی بن ابیطالب را حلال کن، اگر در کار شما کوتاهی کرده است».

خمیر آماده شد. زن صدا زد: بنده خدا همان تنور را آتش کن.

مرد ناشناس رفت و تنور را آتش کرد. شعله های آتش زبانه کشید و چهره خویش را نزدیک آتش آورد و با خود می گفت: «حرارت آتش را بچش، این است کیفر آن کس که در کار یتیمان و بیوه زنان کوتاهی می کند».

در همین حال بود که زنی از همسایگان به آن خانه سر کشید و مرد ناشناس را شناخت، به زن صاحب خانه گفت: «وای به حالت! این مرد را که کمک گرفته ای نمی شناسی! این امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب است».

زن بیچاره جلو آمد و گفت: «ای هزار خجلت و شرمساری از برای من، من از تو معذرت می خواهم.»

«نه، من از تو معذرت می خواهم که در کار تو کوتاهی کردم».




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده

  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی






نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت های کوتاه(679)

حکایت کوتاه(679)

دوره ضمن خدمت(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

سعدی(149)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(130)

رابطه زن و مرد(2)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

حکایت های آموزنده(546)

داستان آموزنده(1103)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان کوتاه(1103)

داستان راستان(125)

داستان های کوتاه(1103)

داستانهای کوتاه(38)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

داستان مسئولیت پذیری(12)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستانک(1062)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

آزمون های ضمن خدمت(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

استیو جابز(3)

داستان آهنگر(3)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

سخنرانی براد پیت(2)

متن عاشقانه(2)

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

داستان اثبات عشق(3)

داستان مرتضی مطهری(126)

حکایت آموزنده(551)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان آرزو(3)

داستان های آموزنده(1095)

گلستان سعدی(149)

داستان(1100)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت(678)

کتاب گینس(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

داستانهای آموزنده(18)