تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - شهید استاد مرتضی مطهری - پسرانت چه شدند؟

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد دوم

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

پسرانت چه شدند؟

گاهی کار به جایی می کشید که نتیجه اقدام معاویه معکوس می شد و خودش و نزدیکانش تحت تاثیر احساسات و عقائد پیروان مکتب علی قرار می گرفتند. یکی از پیروان مخلص و فداکار و با بصیرت علی، عدی پسر حاتم بود. عدی در رأس قبیله بزرگ طی قرار داشت. او چندین پسر داشت. خودش و پسرانش و قبیله اش سرباز فداکار علی بودند. سه نفر از پسرانش به نام طرفه و طریف و طارف در صفین در رکاب علی شهید شدند. پس از سالها که از جریان صفین گذشت و علی علیه السلام به شهادت رسید، و معاویه خلیفه شد، تصادفات روزگار عدی بن حاتم را با معاویه مواجه کرد. معاویه برای آنکه خاطره تلخی برای عدی تجدید کند و از او اقرار و اعتراف بگیرد که از پیروی علی چه زیان بزرگی دیده است، به او گفت: این الطرفات؟



پسرانت (طرفه و طریف و طارف) چه شدند؟

- در صفین، پیشاپیش علی بن ابیطالب، شهید شدند.

- علی انصاف را درباره تو رعایت نکرد.

- چرا؟

- چون پسران تو را جلو انداخت و به کشتن داد، و پسران خودش را در پشت جبهه محفوظ نگاه داشت.

- من انصاف را درباره علی رعایت نکردم.

- چرا؟

 - برای اینکه او کشته شد و من زنده مانده ام، می بایست جان خود را در زمان حیات او فدایش می کردم.

معاویه دید منظورش عملی نشد. از طرفی خیلی مایل بود اوصاف و حالات علی را از کسانی که مدتها با او از نزدیک به سر برده اند و شب و روز با او بوده اند بشنود. از عدی خواهش کرد، اوصاف علی را همچنان که از نزدیک دیده است برایش بیان کند.

عدی گفت: معذورم بدار.

- حتما باید برایم تعریف کنی.

- به خدا قسم، علی بسیار دوراندیش و نیرومند بود. به عدالت سخن می گفت و با قاطعیت فیصله می داد. علم و حکمت از اطرافش می جوشید. از زرق و برق دنیا متنفر و با شب و تنهایی شب مأنوس بود. زیاد اشک می ریخت و بسیار فکر می کرد. در خلوتها از نفس خود حساب می کشید و بر گذشته دست ندامت می سود. لباس کوتاه و زندگی فقیرانه را می پسندید.

در میان ما که بود مانند یکی از ما بود. اگر چیزی از او می خواستیم می پذیرفت و اگر به حضورش می رفتیم ما را نزدیک خود می برد و از ما فاصله نمی گرفت. با این همه آن قدر با هیبت بود که در حضورش جرات تکلم نداشتیم، و آن قدر عظمت داشت که نمی توانستیم به او خیره شویم. وقتی که لبخند می زد دندانهایش مانند یک رشته مروارید آشکار می شد. اهل دیانت و تقوا را احترام می کرد و نسبت به بینوایان مهر می ورزید. نه نیرومند از او بیم ستم داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید بود. به خدا سوگند یک شب به چشم خود دیدم در محراب عبادت ایستاده بود، در وقتی که تاریکی شب همه جا را فرا گرفته بود، اشکهایش بر چهره و ریشش می غلطید، مانند مارگزیده به خود می پیچید و مانند مصیبت دیده می گریست. مثل این است که الان آوازش را می شنوم، او خطاب به دنیا می گفت: ای دنیا متعرض من شده ای و به من رو آورده ای؟ برو دیگری را بفریب، (یا هرگز فرصتی این چنین تو را نرسد) تو را سه طلاقه کرده ام و رجوعی در کار نیست، خوشی تو ناچیز و اهمیتت اندک است. آه آه از توشه اندک و سفره دور و مونس کم.

سخن عدی که به اینجا رسید، اشک معاویه بی اختیار فرو ریخت. با آستین خویش اشک های خود را خشک کرد و گفت: خدا رحمت کند ابوالحسن را، همین طور بود که گفتی. اکنون بگو ببینم حالت تو در فراق او چگونه است؟

- شبیه حالت مادری که عزیزش را در دامنش سر بریده باشند.

- آیا هیچ فراموشش می کنی؟

- آیا روزگار می گذارد فراموشش کنم؟




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده


  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی

 





نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

استیو جابز(3)

داستانک(1062)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

داستانهای کوتاه(38)

داستان مرتضی مطهری(126)

گلستان سعدی(149)

داستان اثبات عشق(3)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

داستان آهنگر(3)

دوره ضمن خدمت(2)

داستان کوتاه(1103)

داستان مسئولیت پذیری(12)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

رابطه زن و مرد(2)

داستان های کوتاه(1103)

حکایت(678)

داستان آموزنده(1103)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت های آموزنده(546)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

متن عاشقانه(2)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

داستان آرزو(3)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان راستان(125)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان های آموزنده(1095)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان(1100)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت کوتاه(679)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت آموزنده(551)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

حکایت های گلستان سعدی(149)

آزمون های ضمن خدمت(2)

حکایت های کوتاه(679)

لطیفه های کوتاه(130)

سعدی(149)

کتاب گینس(2)