تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان راستان - شهید استاد مرتضی مطهری - شکایت از شوهر

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد دوم

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

شکایت از شوهر

علی علیه السلام در زمان خلافت خود کار رسیدگی به شکایت را شخصا به عهده می گرفت و به کس دیگری واگذار نمی کرد. روزهای بسیار گرم که معمولا مردم، نیمروز در خانه های خود استراحت می کردند او در بیرون دارالاماره در سایه دیوار می نشست که اگر احیانا کسی شکایتی داشته باشد بدون واسطه و مانع شکایت خود را تسلیم کند.
گاهی در کوچه ها و خیابانها راه می افتاد، تجسس می کرد، و اوضاع عمومی را از نزدیک تحت نظر می گرفت. یکی از روزهای بسیار گرم، خسته و عرق کرده به مقر حکومت مراجعت کرد، زنی را جلو در ایستاده دید، همین که چشم زن به علی افتاد جلو آمد و گفت شکایتی دارم: شوهرم به من ظلم کرده، مرا از خانه بیرون نموده، به علاوه مرا تهدید به کتک کرده و اگر به خانه بروم مرا کتک خواهد زد. اکنون به دادخواهی نزد تو آمده ام.

- بنده خدا! الان هوا خیلی گرم است، صبر کن عصر هوا قدری بهتر بشود، خودم به خواست خدا با تو خواهم آمد و ترتیبی به کار تو خواهم داد.

- اگر توقف من در بیرون خانه طول بکشد، بیم آن است که خشم او افزون گردد و بیشتر مرا اذیت کند.

علی لحظه ای سر را پائین انداخت، سپس سر را بلند کرد و در حالی که با خود زمزمه می کرد و می گفت:

- نه به خدا قسم نباید رسیدگی به داد خواهی مظلوم را تأخیر انداخت. حق مظلوم را حتما باید از ظالم گرفت و رعب ظالم را باید از دل مظلوم بیرون کرد، تا با کمال شهامت و بدون ترس و بیم در مقابل ظالم بایستد و حق خود را مطالبه کند.

- بگو ببینم خانه شما کجاست؟

- فلان جاست.

- برویم.

 علی به اتفاق آن زن به در خانه شان رفت، پشت در ایستاد و به آواز بلند فریاد کرد:

- اهل خانه! سلام علیکم.

جوانی بیرون آمد، که شوهر همین زن بود. جوان علی را نشناخت، دید پیرمردی که در حدود شصت سال دارد، به اتفاق زنش آمده است. فهمید که زنش این مرد را برای حمایت و شفاعت با خود آورده است، اما حرفی نزد علی علیه السلام فرمود:

عبارت این است: لا و الله، او یؤخذ للضعیف حقه من القوی غیر متعتع. این جمله از کلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله اقتباس شده است.

خود امیرالمؤمنین و صحابه دیگر از رسول خدا نقل کرده اند که مکرر می فرمود: لن تقدس امه حتی یؤخذ للضعیف حقه من القوی غیر متعتع یعنی هرگز ملتی منزه و قابل احترام نخواهد شد، مگر اینکه به پایه ای برسد که حق ضعیف از قوی باز ستانده شود، بدون آنکه زبان ضعیف در مقابل قوی به لکنت بیفتد.

این بانو که زن تو است از تو شکایت دارد، می گوید: تو به او ظلم و او را از خانه بیرون کرده ای. به علاوه تهدید به کتک نموده ای. من آمده ام به تو بگویم از خدا بترس و با زن خود نیکی و مهربانی کن.

- به تو چه مربوط که من با زنم خوب رفتار کرده ام یا بد، بلی من او را تهدید به کتک کرده ام، اما حالا که رفته تو را آورده و تو از جانب او حرف می زنی او را زنده زنده آتش خواهم زد.

علی از گستاخی جوان بر آشفت، دست به قبضه شمشیر برد و از غلاف بیرون کشید. آنگاه گفت: من تو را اندرز می دهم و امر به معروف و نهی از منکر می کنم، تو این طور جواب مرا می دهی، صریحا می گویی من این زن را خواهم سوزاند، خیال کرده ای دنیا این قدر بی حساب است.

فریاد علی که بلند شد مردم عابر از گوشه و کنار جمع شدند، هر کس که می آمد در مقابل علی تعظیمی می کرد و می گفت: السلام علیک یا امیرالمؤمنین.

جوان مغرور، تازه متوجه شد با چه کسی رو به رو است، خود را باخت و به التماس افتاد. یا امیرالمؤمنین مرا ببخش، به خطای خود اعتراف می کنم. از این ساعت قول می دهم مطیع و فرمانبردار زنم باشم، هر چه فرمان دهد اطاعت کنم. علی رو کرد به آن زن و فرمود: اکنون برو به خانه خود، اما تو هم مواظب باش که طوری رفتار نکنی که او را به این چنین اعمالی وادار کنی!




داستان راستان,داستان راستان شهید مرتضی مطهری,داستان راستان مرتضی مطهری,داستان مرتضی مطهری,داستان های کوتاه و آموزنده,داستان های کوتاه از مرتضی مطهری,داستان های آموزنده شهید مطهری,داستان,داستانک,داستان کوتاه,داستان آموزنده,داستان های کوتاه,داستان های آموزنده

  قصه های مولانا، یک حکایت کوتاه از کتاب گلستان سعدی، حکایت از حافظ، داستان کودکانه درباره مسئولیت پذیری، انواع داستان ها، حکایت در مورد عید، حکایت کوتاه و ساده، حکایتی از مولانا، داستان در مورد خشم و عصبانیت، حکایت کوتاه درباره ی عید نوروز، حکایات لقمان، داستان صله ی رحم، حکایتی در مورد عید نوروز، حکایت در مورد همنشین خوب، حکایت کوتاه وطن، حکایت های گلستان، حکایت کوتاه عید نوروز، داستان در مورد تفکر، لقمان حکیم،حکایت، حکایت های کوتاه از گلستان، حکایت کوتاه از گلستان سعدی، داستان های کوتاه مولوی، حکایت درمورد عید نوروز، حکایت مولانا، داستان ورزشی، داستان کوتاه خلاقیت، حکایت ب زبان لری، داستان کوتاه در مورد تعهد، داستانهای طنز عبید زاکانی، داستان در مورد عید نوروز، داستانی درباره فضولی، لطیفه در مورد مناعت طبع، داستانی از گلستان سعدی، حکایت کوتاه از مثنوی معنوی، حکایات طنز عبید زاکانی، حکایت کوتاه مولوی، حکایت کوتاه سعدی با معنی، داستان کوتاه سعدی، داستان درباره شجاعت، حکایت های کوتاه گلستان سعدی، حکایت های بوستان سعدی، داستانی در مورد عید نوروز، داستان های کوتاه درباره ی حسادت، داستان کوتاه فردوسی، داستان کوتاه درباره تفکر نقاد، داستانی کوتاه از مولوی، حكایت های سعدی، حکایت کوتاه حافظ، حکایت های کوتاه از سعدی، داستان کوتاه طنز از عبید زاکانی، داستان کوتاه در مورد صبر، داستانهایی در مورد صلوات، حکایت کوتاه از مولوی، داستان اعتیاد، داستان کوتاه از فردوسی، داستان کوتاه از سعدی، حکایت کوتاه نوروز، یک حکایت از فردوسی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت درباره ی عید نوروز، داستان های طنز عبید زاکانی، حکایت درباره تبریز، داستان مولانا، داستان حافظ، داستان درمورد عید نوروز، داستان های کوتاه عبید زاکانی، داستان در مورد مدیریت خشم، داستان کوتاه درباره عید نوروز، داستان برای انشا، داستان کوتاه درباره فضولی، شعر داستانی مولانا، یک داستان در مورد مسئولیت پذیری، یک حکایت ساده، یک حکایت کوتاه و ساده، داستان کوتاه درمورد تفکر خلاق، حکایتی از مولوی، داستان در مورد حروف الفبا، داستان درباره ربا، داستان همنشین، داستانی درباره عید نوروز، داستان در مورد خشم، داستان طوطی بازرگان، داستان های سعدی، حكایات عبید زاكانی، حکایت مسئولیت پذیری، داستان طوطی و بازرگان مولانا، حکایت طنز عبید زاکانی، داستانی در مورد شجاعت، داستان درباره ی نوروز، شعر کوتاه در مورد تفکر خلاق، داستان ورزشی کوتاه، داستان نوروز، حکایت کوتاه گلستان، داستان کوتاه از گلستان، مفهوم ضرب المثل خواستن توانستن است، داستانی درباره همنشین بد، حکایتی درباره ی همنشین بد، حکایت های کوتاه سعدی، داستان هایی در مورد انفاق، حکایت از گلستان سعدی کوتاه





نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

داستان آهنگر(3)

داستان اثبات عشق(3)

لطیفه های کوتاه(130)

استیو جابز(3)

گلستان سعدی(149)

دوره ضمن خدمت(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های کوتاه(1103)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستانهای کوتاه(38)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان آموزنده(1103)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستان(1100)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

حکایت آموزنده(551)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانک(1062)

داستان مرتضی مطهری(126)

رابطه زن و مرد(2)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

حکایت های کوتاه(679)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

سعدی(149)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

متن عاشقانه(2)

داستانهای آموزنده(18)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستان راستان(125)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

داستان آرزو(3)

داستان کوتاه(1103)

حکایت های آموزنده(546)

حکایت کوتاه(679)

آزمون های ضمن خدمت(2)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان مسئولیت پذیری(12)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان های آموزنده(1095)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت(678)