درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حکایت های کوتاهی از مولانا - حكایت درخت بی مرگی

دانایی به رمز داستانی می گفت: در هندوستان درختی است كه هر كس از میوه اش بخورد پیر نمی شود و نمی میرد. پادشاه این سخن را شنید و عاشق آن میوه شد، یكی از كاردانان دربار را به هندوستان فرستاد تا آن میوه را پیدا كند و بیاورد. آن فرستاده سالها در هند جستجو كرد. شهر و جزیره ای نماند كه نرود. از مردم نشانیِ آن درخت را می پرسید، مسخره اش می كردند. می گفتند: دیوانه است. او را بازی می گرفتند بعضی می گفتند: تو آدم دانایی هستی در این جست و جو رازی پنهان است. به او نشانی غلط می دادند. از هر كسی چیزی می شنید. شاه برای او مال و پول می فرستاد و او سال ها جست و جو كرد. پس از سختی های بسیار، ناامید به ایران برگشت، در راه می گریست و ناامید می رفت، تا در شهری به شیخ دانایی رسید. پیش شیخ رفت و گریه كرد و كمك خواست. شیخ پرسید: دنبال چه می گردی؟ چرا ناامید شده ای؟





فرستاده شاه گفت: شاهنشاه مرا انتخاب كرد تا درخت كمیابی را پیدا كنم كه میوه آن آب حیات است و جاودانگی می بخشد. سالها جستم و نیافتم. جز تمسخر و طنز مردم چیزی حاصل نشد.

شیخ خندید و گفت: ای مرد پاك دل! آن درخت، درخت علم است در دل انسان. درخت بلند و عجیب و گسترده دانش، آب حیات و جاودانگی است. تو اشتباه رفته ای، زیرا به دنبال صورت هستی نه معنی، آن معنای بزرگ (علم) نامهای بسیار دارد. گاه نامش درخت است و گاه آفتاب، گاه دریا و گاه ابر، علم صدها هزار آثار و نشان دارد. كمترین اثر آن عمر جاوادنه است. علم و معرفت یك چیز است. یك فرد است. با نامها و نشانه های بسیار. مانند پدرِ تو، كه نامهای زیاد دارد: برای تو پدر است، برای پدرش، پسر است، برای یكی دشمن است، برای یكی دوست است، صدها، اثر و نام دارد ولی یك شخص است. هر كه به نام و اثر نظر داشته باشد، مثل تو ناامید می ماند، و همیشه در جدایی و پراكندگی خاطر و تفرقه است. تو نام درخت را گرفته ای نه راز درخت را. نام را رها كن به كیفیت و معنی و صفات بنگر، تا به ذات حقیقت برسی، همه اختلاف ها و نزاع ها از نام آغاز می شود. در دریای معنی آرامش و اتحاد است.

مثنوی معنوی



حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از مولوی، حکایت هایی از مولانا




نوع مطلب :
برچسب ها: درخت بی مرگی، حكایت درخت بی مرگی، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از مولوی، حکایت هایی از مولانا،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic