تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان آرایشگر امریكایی و مهندس ایرانی

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان آرایشگر امریكایی و مهندس ایرانی

در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد.


روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، با چه منظره ای روبرو شد؟

فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.

چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند.





نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف آ، 
برچسب ها: داستان آرایشگر امریكایی و مهندس ایرانی، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان آتش گرفتن خانه(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان آرزو(3)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت(665)

داستان آموزنده(1050)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان مرد و زن(2)

داستان های آموزنده(1046)

حکایت آموزنده(543)

حکایت های آموزنده(540)

سعدی(149)

داستان آب كوثر(2)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

داستان های کوتاه(1050)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

حکایت های کوتاه(667)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

گلستان سعدی(149)

داستان آخرین آغوش(2)

داستان امید(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستانهای آموزنده(18)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان کوتاه(1050)

داستان اثبات عشق(2)

داستان استاد و شاگرد(2)

داستان(1050)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

حکایت کوتاه(666)

کتاب گینس(2)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانهای کوتاه(38)

داستانک(1012)

داستان آهنگر(3)

رابطه زن و مرد(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

استیو جابز(3)

سخنرانی براد پیت(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

متن عاشقانه(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

لطیفه های کوتاه(124)

داستان مترسك(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)