تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - داستان آموزگاران ما

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان آموزگاران ما

به آتوسا دختر کورش گفتند: مردی پنج پسرش در راه ایران شهید شده اند او اکنون در رنج و سختی به سر می برد و هر کمکی به او می شود، نمی پذیرد. دختر فرمانروای ایران با چند بانوی دیگر به دیدار آن مرد رفت. خانه ای بی رنگ و رو، که گویی توفانی بر آن وزیده است. پیرمردی که در انتهای خانه بر صندلی چوبی نشسته است، پیش می آید و می گوید خوش آمدید.


آتوسا می گوید: شنیده ام پنج فرزندت را در جنگ از دست داده ای؟

 آن مرد می گوید: همسرم هم از غم آنها از دنیا رفت.

آتوسا می گوید: می دانم هیچ کمکی نمی تواند جای آنچه را که از دست داده ای بگیرد اما خوشحال می شویم کاری انجام دهیم که از رنج و اندوهت بکاهد.

پیرمرد بی درنگ می گوید: اجازه دهید به سربازان ایران در باختر کشور بپیوندم. می خواهم برای ایران فدا شوم.

آتوسا چشم هایش خیس اشک می شود و به همراهانش می گوید: در وجود این مرد لشکری دیگر می بینم.

دو ماه بعد به آتوسا خبر می دهند آن پیر مرد مو سفید هم جانش را برای میهن از دست داد.

آتوسا چنان گریست که چشمانش سرخ شده بود. او می گفت مردان برازنده ای همچون او هیچگاه کشته نمی شوند آنها آموزگاران ما هستند.





نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف آ، 
برچسب ها: داستان آموزگاران ما، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های آموزنده(540)

داستان استاد و شاگرد(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان آخرین آغوش(2)

داستان مترسك(2)

داستان امید(2)

رابطه زن و مرد(2)

داستان آب كوثر(2)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت(665)

حکایت کوتاه(666)

داستان های کوتاه(1050)

داستان آموزنده(1050)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

متن عاشقانه(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستانهای آموزنده(18)

لطیفه های کوتاه(124)

داستان های آموزنده(1046)

داستان آرزو(3)

داستان مرد و زن(2)

گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان(1050)

استیو جابز(3)

داستانک(1012)

داستان اثبات عشق(2)

داستان کوتاه(1050)

سعدی(149)

کتاب گینس(2)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان آهنگر(3)

حکایت آموزنده(543)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه(667)

داستانهای آموزنده حکایت(18)