تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب مهر 1395

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان آتش بر فراز کوه

مردم حبشه می‌گویند که در روزگار قدیم در شهر« آدیس‌آبابا» جوانی بود به نام «آرحا». این جوانک اصلاَ اهل« کوراج» بود و وقتی از ده به شهر آمده بود به خدمت تاجر متمولی به نام« هاپتوم هاسی» در‌آمده بود. « هاپتوم هاسی» چنان ثروتمند بود که می‌توانست هر چه را که دل بخواهد با پول بخرد. این مرد غالباَ هم حوصله‌اش سر می‌رفت زیرا هر چه عیش و عشرت در دنیا وجود داشت آزموده بود و دیگر در این دنیا هیچ تنعم و طرب تازه‌ای نبود که خاطر او را به خود مشغول بدارد. یک شب سرد زمستانی که بادهای سخت در جلگه می‌وزید هاپتوم به نوکرش« آرحا» فرمان داد که هیزم بیاورد و بخاری را آتش بکند. وقتی کار آرحا تمام شد هاپتوم این‌طور گفت: « آدمیزاد در برابر سرما چقدر مقاومت دارد؟ نمی‌دانم آیا کسی می‌تواند یک شب سرد زمستانی از سر شب تا صبح سر قله مرتفع کوه « این‌توتو» در برابر وزش بادهای سخت دوام بیاورد؟ و تا صبح بی‌هیچ پوشش گرم و لباسی همان‌جا بیتوته کند و نمیرد؟»






نوع مطلب :
برچسب ها: داستان آتش بر فراز کوه، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان آدم هفت خط

ما معمولاً عادت داریم در توصیف اشخاص زیرک و باهوش و اکثراً رند و مکار از اصطلاح آدم هفت خط استفاده کنیم. اما چرا؟

روایتی درمورد ریشۀ تاریخی اصطلاح "هفت خط" وجود دارد. این روایت بر می‌گردد به آئین شرابخواری در حضور پادشاه در دوران ساسانیان.


در آن زمان پیمانه‌های ظریف و زیبایی از شاخ گاو یا بزکوهی درست می‌کردند که چون پایه نداشته است کسی نمی‌توانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و از نوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانه‌اش طفره برود.

از این رو دارندۀ جام مجبور بوده است محتویات آن را لاجرعه سربکشد. اما برای اینکه کسی بیش از اندازۀ ظرفیت خود باده گساری نکند و از سرِ مستی با حرکت و یا گفتار خود، احترام و شأن مجلس شاهانه را از بین نبرد، هر کدام از مدعوین، پیمانه (شاخ) مخصوص خود را داشته که به جهت تعیین میزان توانایی او در باده‌ گساری خطی در داخل آن شاخ کشیده شده بوده که ساقی برای دارنده پیمانه فقط تا حدِ همان خط، شراب در پیمانه‌اش می‌ریخته است.

به مرور زمان تمامی پیمانه‌های شراب را با هفت خط، مشخص و درجه‌بندی کردند. در مجالسی که پادشاه حضور داشته است، میهمانان معمولاً از 3 تا 6 خط شراب می‌نوشیده اند. اما بوده‌اند افرادی که " لوطی" نیز خوانده می‌شده‌اند که تا 7 خط را شراب می‌نوشیدند بدون آن که حالتی مستانه در آنها ظاهر شود که در پی آن دست به حرکاتی بزنند که موجب هتکِ حرمتِ حضور پادشاه در مجلس بشود. این قبیل افراد را "هفت خط" می‌نامیده‌اند، یعنی که آنها افرادی صاحب ظرفیت و زرنگ بوده و به کلیه رموز و فنون شرابخواری تسلط کامل داشته‌اند.

این اصطلاح به مرور زمان جنبه عام و مَجازی پیدا کرده و در فرهنگ عامه به افراد باهوش و زیرک و مرد رند "هفت خط" اطلاق گردیده است.

اضافه می‌شود که هر یک از خطوط هفتگانه جام شراب، اسم ویژۀ خود را داشته است:

1-     خط مزور - کمترین میزان شراب در جام

2-     خط فرودینه

3-     خط اشک

4-   خط ازرق (خط شب، خط سیاه یا خط سبز) این خط کاملاً در وسط پیمانه بوده و خط اعتدال در شرابخواری محسوب می‌گردیده است.

5-     خط بصره

6-     خط بغداد

7-     خط جور که لب پیمانه بوده و جام بیش از آن جا نداشته است.






نوع مطلب :
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت کوتاه(667)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)

داستان آرزو(3)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت آموزنده(544)

حکایت های آموزنده(541)

داستان استاد و شاگرد(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

استیو جابز(3)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

سخنرانی براد پیت(2)

داستانک(1015)

داستان آب كوثر(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان(1053)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

گلستان سعدی(149)

داستان امید(2)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان های کوتاه(1054)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان آموزنده(1054)

داستان کوتاه(1054)

داستان آخرین آغوش(2)

داستانهای آموزنده(18)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

لطیفه های کوتاه(124)

حکایت های کوتاه(668)

داستان های آموزنده(1050)

داستان اثبات عشق(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

رابطه زن و مرد(2)

داستان آهنگر(3)

کتاب گینس(2)

حکایت(666)

داستان مترسك(2)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

سعدی(149)

متن عاشقانه(2)

داستان مرد و زن(2)