تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب اسفند 1396

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

گیاه شناس

معلمین «شارل دولینه» در مدرسه، با كمال یاس و نومیدى، همه با هم اتفاق كردند كه به پدرش كه یك نفر كشیش بود پیشنهاد و نصیحت كنند بى جهت انتظار پیشرفت فرزندش را در كار تحصیل و درس خواندن نداشته باشد، زیرا هیچ گونه فهم و استعدادى در او مشاهده نمى شود. بهتر است یك كار دستى مناسبى براى فرزندش پیدا كند و به دنبال آن كار بفرستد.




نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

دانشجوى بزرگسال

 

«سكاكى» مردى فلزكار و صنعت گر بود، توانست با مهارت و دقت، دواتى بسیار ظریف با قفلى ظریفتر بسازد كه لایق تقدیم به پادشاه باشد. انتظار همه گونه تشویق و تحسین از هنر خود داشت. با هزاران امید و آرزو آن را به پادشاه عرضه كرد. در ابتدا همان طورى كه انتظار مى رفت مورد توجه قرار گرفت، اما حادثه اى پیش آمد كه فكر و راه زندگى سكاكى را بكلى عوض كرد.






نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

سخنى كه به ابوطلب نیرو داد

رسول اكرم بدون آنكه اهمیتى به پیشامدها بدهد با سرسختى عجیبى در مقابل قریش مقاومت مى كرد و راه خویش را به سوى هدفهایى كه داشت طى مى كرد. از تحقیر و اهانت به بتها و كوتاه خواندن عقل بت پرستان و نسبت گمراهى و ضلالت دادن به پدران و اجداد آنها دریغ نمى كرد. اكابر قریش به تنگ آمدند، مطلب را با ابوطالب در میان گذاشتند و از او خواهش كردند یا شخصا جلو برادرزاده اش را بگیرد یا آنكه بگذارد قریش مستقیما از جلو او بیرون آیند.




نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

شهرت عوام

چندى بود كه در میان مردم عوام، نام شخصى بسیار برده مى شد. و شهرت او به قدس و تقوا و دیانت پیچیده بود. همه جا عامه مردم، سخن از بزرگى و بزرگوارى او مى گفتند. مكرر در محضر امام صادق، سخن از آن مرد و ارادت و اخلاص عوام الناس نسبت به او به میان مى آمد. امام به فكر افتاد كه دور از چشم دیگران، آن مرد «بزرگوار» را كه تا این حد مورد علاقه و ارادت توده مردم واقع شده از نزدیك ببیند.






نوع مطلب :
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

داستان راستان -  جلد اول

اثر: شهید استاد مرتضی مطهری

شراب در سفره

منصور دوانیقى، هر چند یك بار به بهانه اى مختلف امام صادق را از مدینه به عراق مى طلبید و تحت نظر قرار مى داد. گاهى مدت زیادى امام را از بازگشت به حجاز مانع مى شد. در یكى از این اوقات كه امام در عراق بود، یكى از سران سپاه منصور، پسر خود را ختنه كرد، عده زیادى را دعوت كرد و ولیمه مفصلى داد. اعیان و اشراف و رجال همه حاضر بودند. از جمله كسانى كه در آن ولیمه دعوت شده بودند. امام صادق بود. سفره حاضر شد و مدعوین سر سفره نشستند و مشغول غذاخوردن شدند. در این بین، یكى از مدعوین آب خواست. به بهانه آب، قدحى از شراب به دستش دادند. قدح كه به دست او داده شد، فورا امام صادق نیمه كاره از سر سفره حركت كرد و بیرون رفت. خواستند امام را مجددا برگردانند، برنگشت. فرمود رسول خدا فرموده است:

«هركس بر سر سفره اى بنشیند كه در آنجا شراب است لعنت خدا بر او است»






نوع مطلب : داستان راستان - مطهری، 
برچسب ها: داستان راستان، داستان راستان شهید مرتضی مطهری، داستان راستان مرتضی مطهری، داستان مرتضی مطهری، داستان های کوتاه و آموزنده، داستان های کوتاه از مرتضی مطهری، داستان های آموزنده شهید مطهری،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

کتاب گینس(2)

داستان آرزو(3)

گلستان سعدی(149)

داستان آموزنده(1099)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت کوتاه(677)

داستانک(1058)

استیو جابز(3)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستان(1096)

متن عاشقانه(2)

داستان های آموزنده(1091)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان های کوتاه(1099)

داستانهای کوتاه(38)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

داستانهای آموزنده(18)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سخنرانی براد پیت(2)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

داستان آهنگر(3)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

حکایت(676)

سعدی(149)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

داستان راستان(96)

حکایت های کوتاه(678)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

داستان مرتضی مطهری(97)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

رابطه زن و مرد(2)

لطیفه های کوتاه(130)

داستان مسئولیت پذیری(11)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت آموزنده(549)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت های آموزنده(545)

داستان کوتاه(1099)