تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف ص

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته

وقتی كه پیامبراكرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می كند و مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حكایت صلوات، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت صرافی

شخصی كه نمی دانست صرّافی چگونه كسبی است به مغازه صرافی وارد شد. دید غیر از پول چیز دیگری در آنجا نیست. متعجّب شد و پرسید: در این مغازه چه چیز خرید و فروش می شود؟

صرّاف كم حوصله گفت: الاغ.

مرد گفت: آیا غیر از خودتان الاغ دیگری برای فروش دارید؟






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حكایت صرافی، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حکایت صدقه، کلید روزی

هارون بن عیسی می‌گوید: امام صادق (ع) به پسرش، محمد، فرمود: از پولی که برای مخارج خانه گذاشته‌ایم چه مقدار باقی مانده است؟ عرض کرد: چهل دینار.

فرمود: تمام آنها را به عنوان صدقه به مستمندان بده.

عرض کرد: (پدر جان!) جز همین چهل دینار چیزی باقی نمانده است.

حضرت فرمود: تمام آنها را صدقه بده! خدای متعال به جای آن خواهد فرستاد، آیا نمی دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است؟

محمد همه آن چهل دینار را صدقه داد. بیش از ده روز نگذشت که از جایی برای امام صادق (ع) چهار هزار دنیار رسید.

حضرت به محمد فرمود: پسرم! ما چهل دینار به خدا دادیم و او در عوض، چهار هزار دینار به ما داد.

 






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حکایت صدقه، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت صداقت در امانت

 یكی از بازرگانان بصره، هر سال كالاهایی را با  كشتی به هندوستان می برد. در یكی از سال ها، پیرمردی از اهالی بصره به او گفت: این یك خروار مس را با خود به كشتی ببر و هنگامی كه دریا توفانی می شود، آن را به دریا بینداز. تاجر نیز پذیرفت.

 




نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حكایت صداقت در امانت، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت صبر پیامبران

در زمان هارون الرشید، مردی ادعای پیامبری کرد.

او را پیش هارون الرشید آوردند.

خلیفه دستور داد تا پیامبر دروغین را تازیانه بزنند.

او را بر زمین انداختند و پشت و پهلوی او را با شلاق سیاه کردند، و آن بدبخت، موقع شلاق خوردن، ناله و فریاد می کرد و خیلی بی صبری می نمود.

مأمون که کودکی بیش نبود و در آن جلسه حضور داشت، نزدیک آمد و خطاب به آن مرد گفت: فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (احقاف /34) صبر کن همانگونه که پیامبران الوالعزم صبر کردند.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حكایت صبر پیامبران، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت صاحبدل

صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت.

نمازگزاران، همه او را شناختند و از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید.

او نیز پذیرفت.

نماز جماعت تمام شد.

چشم ‏ها همه به سوى او بود.

مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر كس از شما كه مى ‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد.

كسى برنخاست.

گفت: حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است، برخیزد.

باز كسى برنخاست.

گفت: شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حكایت صاحبدل، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت صیاد سبزپوش

پرنده ای گرسنه به مرغزاری رسید. دید مقداری دانه بر زمین ریخته و دامی پهن شده و صیادی كنار دام نشسته است. صیاد برای اینكه پرندگان را فریب دهد خود را با شاخ و برگ درخت ها پوشیده بود. پرنده چرخی زد و آمد كنار دام نشست.

از صیاد پرسید: ای سبزپوش! تو كیستی كه در میان این صحرا تنها نشسته ای؟






نوع مطلب : حكایت هایی از مــولــوی، حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از مولوی، حکایات کوتاه و آموزنده،

حکایت صبر

شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز در بیابان معتکف بشدندی، مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟

شیخ فرمود: آری یک ساعت استفاده از اینترنت پر سرعت ایران.

مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی ...






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ص، 
برچسب ها: حکایت صبر، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت آموزنده(550)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان راستان مرتضی مطهری(98)

داستانک(1058)

داستان های آموزنده(1091)

کتاب گینس(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(98)

استیو جابز(3)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

متن عاشقانه(2)

داستان مسئولیت پذیری(11)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه(679)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستان های کوتاه و آموزنده(98)

داستان(1096)

داستان کوتاه(1099)

لطیفه های کوتاه(130)

داستان آهنگر(3)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستان های کوتاه(1099)

رابطه زن و مرد(2)

داستان آرزو(3)

حکایت های آموزنده(546)

داستان مرتضی مطهری(98)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

گلستان سعدی(149)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده(18)

داستان آموزنده(1099)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(98)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت(677)

داستان راستان(97)

داستان های آموزنده شهید مطهری(79)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سعدی(149)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت کوتاه(678)