تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف ط

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت طاووس و زاغ

طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب و هنر یكدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت:"این موزه سرخ كه در پای توست، لایق اطلس زركش و دیبای منقّش من است. همانا كه آن وقت كه از شب تاریك عدم، به روز روشن وجود مى آمده‌ایم در پوشیدن موزه غلط كرده‌ایم. من موزه كیمخت سیاه تو را پوشیده‌ام و تو موزه ادیم سرخ مرا.

 زاغ گفت:حال بر خلاف این است؛ اگر خطایی رفته است، در پوششهای دیگر رفته است، باقی خلعتهای تو مناسب موزه من است؛ غالباً در آن خواب‌آلودگی تو سر از گریبان من بر زده‌ای و من سر از گریبان تو.

در آن نزدیكی كشَفَی سر به جیب مراقبت فرو برده بود و آن مجادله و مقاوله را مى شنود. سر برآورد كه:ای یاران عزیز و دوستان صاحب تمیز! این مجادله‌های بیحاصل را بگذارید و از این مقاوله بلاطائل دست بدارید خدای  تعالی- همه چیز را به یك كس نداده و زمام همه مرادات در كف یك كس ننهاده. هیچ كس نیست كه وی را خاصّه[ای] داده كه دیگران را نداده است و در وی خاصیتی نهاده كه در دیگران ننهاده، هر كس را به داده خود خُرسند باید بود و به یافته خُشنود.

بهارستان جامی






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ط، 
برچسب ها: حكایت طاووس و زاغ، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

گزیده طنز عبید زاكانی

اگر چه گرایش به شوخ طبعی و انواع آن در ادب فارسی، تقریباً به اندازه تاریخ ادبیات فارسی قدمت دارد، اما تا قرن هشتم و ظهور عبید زاكانی، طنزپرداز حرفه‌ای به معنای امروزی و متعارف آن نداشته‌ایم و با قدری تسامح عبید زاكانی را می‌توان پدر طنز فارسی دانست. در نوشته‌های شوخ‌طبعانه عبید، خواننده با معجونی از طنز و هزل و هجو و فكاهه روبه‌رو است. عبید زاكانی در سروده‌ها و نوشته‌های طنزآمیز خود كوشیده است با برشمردن واقعیت‌های تلخ روزگار خود به زبانی شیرین، آیینه‌ای شفاف در برابر فساد اخلاقی، حماقت‌ها، بی‌تدبیری‌ها و مظالم رجال و مردم عصر خود كه دوره استیلای مغول بر ایران بوده، قرار دهد. در این گزیده نمونه‌هایی طنز آمیز از كلیات عبید زاكانی به تصحیح و مقدمه استاد زنده یاد عباس اقبال آشتیانی استخراج شده است.






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ط، حكایات كوتاه - حرف گ، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حكایت طوطی و بقال

یك فروشنده در دكان خود، یك طوطی سبز و زیبا داشت. طوطی، مثل آدم ها حرف می زد و زبان انسان ها را بلد بود. نگهبان فروشگاه بود و با مشتری ها شوخی می كرد و آنها را می خنداند و بازار فروشنده را گرم می كرد.

یك روز از یك طرف فروشگاه به طرف دیگر پرید. بالش به شیشه روغن خورد. شیشه افتاد و شكست و روغن ها ریخت. وقتی فروشنده آمد، دید كه روغن ها ریخته و دكان چرب و كثیف شده است. فهمید كه كار طوطی است. چوب برداشت و بر سر طوطی زد. سر طوطی زخمی شد و موهایش ریخت و َ كچل شد. سرش طاس طاس شد. طوطی دیگر سخن نمی گفت و شیرین سخنی نمی كرد. فروشنده و مشتری هایش ناراحت بودند. مرد فروشنده از كار خود پیشمان بود و می گفت كاش دستم می شكست تا طوطی را نمی زدم. او دعا می كرد تا طوطی دوباره سخن بگوید و بازار او را گرم كند. روزی فروشنده غمگین كنار دكان نشسته بود. یك مرد كچل طاس از خیابان می گذشت سرش صاف صاف بود مثل پشت كاسه مسی.

ناگهان طوطی گفت: ای مرد كچل، چرا شیشه روغن را شكستی و كچل شدی؟

تو با این كار به انجمن كچل ها آمدی و عضو انجمن ما شدی؟

نباید روغن ها را می ریختی.

مردم از مقایسه طوطی خندیدند. او فكر می كرد هر كه كچل باشد. روغن ریخته است.

مثنوی معنوی






نوع مطلب : حكایت هایی از مــولــوی، حكایات كوتاه - حرف ط، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از مولوی، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت طوطی و بازرگان

بازرگانی یك طوطی زیبا و شیرین سخن در قفس داشت. روزی كه آماده سفرِ به هندوستان بود. از هر یك از خدمتكاران و كنیزان خود پرسید كه چه ارمغانی برایتان بیاورم، هر كدام از آنها چیزی سفارش دادند. بازرگان از طوطی پرسید: چه سوغاتی از هند برایت بیاورم؟

طوطی گفت: اگر در هند به طوطیان رسیدی حال و روز مرا برای آنها بگو. بگو كه من مشتاق دیدار شما هستم. ولی از بخت بد در قفس گرفتارم. بگو به شما سلام می رساند و از شما كمك و راهنمایی می خواهد. بگو آیا شایسته است من در این قفس تنگ از درد جدایی و تنهایی بمیرم؟ وفای دوستان كجاست؟ آیا رواست كه من در قفس باشم و شما در باغ و سبزه زار. ای یاران از این مرغ دردمند و زار یاد كنید. یاد یاران برای یاران خوب و زیباست.






نوع مطلب : حكایت هایی از مــولــوی، حكایات كوتاه - حرف ط، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از مولوی، حکایات کوتاه و آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت کوتاه(678)

گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان های کوتاه(1099)

داستان مسئولیت پذیری(11)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(98)

داستان آهنگر(3)

حکایت آموزنده(550)

متن عاشقانه(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان کوتاه(1099)

داستان های کوتاه و آموزنده(98)

داستان(1096)

سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(130)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه(679)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

رابطه زن و مرد(2)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

کتاب گینس(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستانهای آموزنده(18)

داستان آرزو(3)

داستان مرتضی مطهری(98)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

حکایت های آموزنده(546)

داستان آموزنده(1099)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان راستان مرتضی مطهری(98)

استیو جابز(3)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستانهای کوتاه(38)

داستان راستان(97)

حکایت(677)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(98)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان های آموزنده(1091)

داستانک(1058)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان های آموزنده شهید مطهری(79)