تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف ق

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت قلعه قزل ارسلان

این ضرب المثل بسیار مشهور است‌: «اگر این‌ میز ماندنی‌ بود به‌ تو نمی‌رسید.»

سعدی‌ همین ‌مضمون‌ را بسیار زیبا در حكایتی‌ درباره‌ قزل‌ ارسلان‌ آورده‌ است‌:

قزل‌ ارسلان‌ قلعه‌ای‌ سخت‌ داشت

‌كه‌ گردن‌ به‌ الوند برمی‌فراشت‌...






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حكایت قلعه قزل ارسلان، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت قضاوت حضرت علی

روزی میهمانی ناشناس بر حضرت علی علیه السلام وارد شد و چند روزی در خانه علی(ع) به سر برد. آن میهمان طرف دعوایی داشت که منتظر بود تا طرف او نیز بیاید و علی(ع)در اختلاف بین آنها داوری کند. هنگامی که حضرت به نیت او پی برد، با کمال مهربانی عذرش را خواست و به او گفت: پیامبر ما فرموده : قاضی حق ندارد یکی از طرفین دعوا را ضیافت کند، مگر آنکه هر دو میهمان باشند.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حكایت قضاوت حضرت علی، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت قساوت و شقاوت

شیخ صدوق علیه الرحمه به سند معتبر از عبدالله بزاز نیشابوری روایت كرده كه گفت: در میان من و حمید بن قحطبه طوسی معامله ای بود. در سالی به نزد او رفتم. چون خبر آمدن مرا شنید در همان روز ورود، مرا طلبید پیش از آن كه جامه های سفر را تغییر دهم و آن هنگام وقت زوال از ماه مبارك رمضان بود.

 




نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حكایت قساوت و شقاوت، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت قافله فرود آمده

مجنونی را كه از گورستان می آمد، پرسیدند: از كجا می آیی؟

گفت: از نزد این قافله فرود آمده.

گفتند: از ایشان چه پرسیدی؟

گفت: پرسیدمشان كی به راه افتادید؟

گفتند: آن گاه كه شما پیش آمدید.

كشكول شیخ بهائی






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حكایت قافله فرود آمده، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حکایت قلندر و طبیب

قلندری نبض به طبیب داد و پرسید که مرا چی رنجی است؟

طبیب گفت: تو را رنج گرسنگی است، و او را به هریسه مهمان کرد.

قلندر چون سیر شد گفت: در لنگر ما ده یار دیگر همین رنج دارند!

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حکایت قاضی و رشوه

ترکمنی با یکی دعوا داشت.

کوزه ای پر گچ کرد و پاره ای روغن بر سر آن گذاشت و از بهر قاضی رشوت برد.

قاضی بستد و طرف ترکمن گرفت و قضیه چنان که خاطر او می خواست آخر کرد و مکتوبی مسجل به ترکمن داد.

بعد از هفته ای قضیه روغن معلوم کرد.

ترکمن را بخواست که در مکتوب سهوی است، بیاور تا اصلاح کنم.

ترکمن گفت: در مکتوب من سهوی نیست اگر سهوی باشد در کوزه باشد.

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حکایت قبله

شخصی در خانه وردکی خواست نماز گزارد.

پرسید: قبله چونست؟

گفت: من هنوز دو سال است که در این خانه ام، کجا دانم قبله چونست؟

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حکایت قضای غسل

شخصی در کنار نهری ریسمانی پر گره در دست داشت و به آب فرو می رفت و چون بر می آمد گرهی می گشود و باز به آب فرو می شد.

گفتند: چرا چنین می کنی؟

گفت: در زمستان غسل های جنابتم قضا شده در تابستان ادا می کنم.

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حکایت قسم دروغ

شیطان را پرسیدند كه كدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را.

گفتند:‌ چرا؟

گفت: از بهر آن كه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم، ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.

عبید زاكانی - رساله دلگشا






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حكایت قیمت حاکم

روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد.

حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت: ملا قیمت من چقدر است؟

ملا گفت: بیست تومان.

حاکم ناراحت شد و گفت: مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.

ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!






نوع مطلب : حكایت هایی از ملا نصیرالدین، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت قبر دراز

روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است؟

شخص پاسخ داد: این قبر علمدار امیر لشکر است!

ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟






نوع مطلب : حكایت هایی از ملا نصیرالدین، حكایات كوتاه - حرف ق، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین، حکایات کوتاه و آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان های کوتاه و آموزنده(97)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان های آموزنده(1091)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

داستان مسئولیت پذیری(11)

متن عاشقانه(2)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

کتاب گینس(2)

داستان آرزو(3)

حکایت های آموزنده(545)

داستان(1096)

حکایت های کوتاه(678)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(97)

رابطه زن و مرد(2)

لطیفه های کوتاه(130)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

حکایت کوتاه(677)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان آموزنده(1099)

داستان راستان(96)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان آهنگر(3)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان کوتاه(1099)

داستان راستان مرتضی مطهری(97)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت(676)

حکایات کوتاه و آموزنده(546)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستانهای آموزنده(18)

داستانک(1058)

داستانهای کوتاه(38)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

استیو جابز(3)

داستان مرتضی مطهری(97)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(97)

گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

سخنرانی براد پیت(2)

داستان های کوتاه(1099)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان های آموزنده شهید مطهری(78)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

سعدی(149)

حکایت آموزنده(549)