لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

لطایف ادبی

شخصی ادعای خدایی می کرد، او را پیش خلیفه بردند.

خلیفه به او گفت: پارسال اینجا یکی ادعای پیغمبری می کرد، او را بکشتند.

گفت: نیک کرده اند که او را من نفرستاده بودم.

**************************************

یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتواره ی پیاز در بسته دید. گفت: در این باغ چه کار داری؟

گفت: بر راه می گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت.

گفت: چرا پیاز برکندی؟

گفت: باد مرا می ربود، دست در به پیاز می زدم، از زمین بر می آمد.

گفت: این هم قبول ولی چه کسی جمع کرد و پشتواره بست.

گفت: والله من نیز در این فکر بودم که آمدی!

**************************************

گویند چون خزانه ی انوشیروان عادل را گشودند، لوحی دیدند که پنج سطر بر آن نوشته شده بود:

هر که مال ندارد، آبروی ندارد

هر که برادر ندارد، پشت ندارد

هرکه زن ندارد، عیش ندارد

هر که فرزند ندارد، روشنی چشم ندارد

هر که این چهار ندارد، هیچ غم ندارد!

**************************************

فردی میخی را سروته روی دیوار گذاشته بود و می کوبید. میخ در دیوار فرو نمی رفت. دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت: چه کار می کنی؟ این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست.

**************************************






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ل، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حكایت لقمان و اندرزهایش

لقمان حكیم، پسری داشت كه همواره او را پند و اندرز می داد و به راستی و درستی و پیروی از حق فرا می خواند.

از رهنمودهای لقمان به فرزندش این بود كه در كردار و رفتارش، تنها در پی خشنودی خدا و رضای وجدان خویش باشد و از تمجید و تحسین مردم مغرور نشود و به اعتراض و كنایه عیب جویان و خرده گیران اعتنایی نكند.

 




نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ل، 
برچسب ها: حكایت لقمان و اندرزهایش، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت لقمان و رهگذر

روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود.

مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید: چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟

لقمان گفت: راه برو.

آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.

دوباره سوال کرد: مگر نشنیدی؟

پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟

لقمان گفت: راه برو.

آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.

زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت: ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.

مرد گفت: چرا اول نگفتی؟

لقمان گفت: چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی دانستم تند می روی یا کند.

حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید .

 






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ل، 
برچسب ها: حكایت لقمان و رهگذر، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت لقمان حکیم و غلام

روزی لقمان حکیم در کشتی سفر می کرد. تاجری و غلامش نیز در آن کشتی بودند. غلام بسیار بی تابی و زاری می کرد و از دریا می ترسید. مسافران خیلی سعی کردند او را آرام کنند اما توضیح و منطق راه به جایی نمی برد.ناچار از لقمان حکلیم کمک خواستند و لقمان گفت که غلام را با طنابی ببندند و به دریا بیندازند. آنان این کار را کردند و غلام مدتی دست و پا زد و آب دریا خورد تا اینکه او را بالا کشیدند. آنگاه او روی عرشه کشتی نشست عرشه را بوسید و آرام گرفت.

این حکایت همه ماست هنگام مشکلات و ناملایمت ها ناله می کنیم و غر می زنیم و غمگین می شویم.

ما هنگام درد و رنج اگر به درد های بزرگتری دچار شویم مشکل فعلیمان را از یاد خواهیم برد. پس پیش از اینکه خداوند حکیم ما را به درون دریا بیندازد زندگی را بخاطر آنچه که داریم سپاسگزار باشیم و نگذاریم ناراحتی و غصه ما را فلج کند.

به قول حافظ :

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ل، 
برچسب ها: حكایت لقمان حکیم و غلام، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت لقب خلیفه

یكی از خلفای عباسی كه بسیار ظالم و ستمگر بود به یكی از ندیمان خویش گفت: برای من لقبی پیدا كن كه پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب تر از «نعوذُ باللّه» نیست.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ل، 
برچسب ها: حكایت لقب خلیفه، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

صفحات سایت: (1 (2

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

لطیفه های کوتاه(125)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

استیو جابز(3)

داستان آهنگر(3)

داستانک(1021)

حکایت کوتاه(669)

حکایت های گلستان سعدی(149)

داستان های آموزنده(1056)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان استاد و شاگرد(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه(1060)

داستانهای آموزنده(18)

داستان آرزو(3)

حکایات کوتاه و آموزنده(544)

لطیفه های عبید زاکانی(125)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستان(1059)

سعدی(149)

داستان آخرین آغوش(2)

داستان امید(2)

حکایت های آموزنده(542)

داستان اثبات عشق(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت(2)

رابطه زن و مرد(2)

داستان مترسك(2)

متن عاشقانه(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(125)

حکایت آموزنده(545)

داستان آموزنده(1060)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

داستان آب كوثر(2)

حکایت های کوتاه(670)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

حکایت(668)

داستان مرد و زن(2)

داستان کوتاه(1060)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)