تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف ه

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت هیچ مگو

 لقمان حكیم رضى الله عنه پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنویس. شبانگاه همه آنچه را كه نوشتى، بر من بخوان؛ آن گاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور.

شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. دیر وقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم، هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست كه كاغذها بیاورد و نوشته‏ها بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفته‏ام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بیا و از این نان كه بر سفره است بخور و بدان كه روز قیامت، آنان كه كم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند كه اكنون تو دارى.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ه، 
برچسب ها: حكایت هیچ مگو، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت همراهی با مردم

شبی بازرگانان شیراز میهمان یعقوب لیث صفار پادشاه ایران بودند. بازرگانی با نیش خند گفت: مردم بدنبال بیچارگی هستند. آن ها نام شما را هر روز هزار بار بر زبان می آورند. چون می پندارند شما دشمن خلیفه هستید. حال آنکه ما از داد و ستد با دربار خلیفه سود کلانی می بریم. یعقوب بدو گفت مردم نیک می گویند من هم همان می کنم که می گویند.

بازرگان به آرامی گفت: ولی قربان مردم سود و زیان خویش را نمی دانند.

یعقوب گفت: مردم به من می گویند چه کنم نه سود و زیان آنها.

من سرباز مردم هستم و دست خلیفه را از ایران کوتاه کرده و می کنم.

یعقوب لیث صفار آزاد مردی بود که به ندای مردمش گوش فرا داد و آنها را در راه آزادی از چنگال خلیفه بغداد رهبری کرد. برای همین در تمام زمان ها محبوب ایرانیان است.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ه، 
برچسب ها: حكایت همراهی با مردم، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت هدیه برای مهرداد دوم

روز آغاز جشن مهرگان بود و نمایندگان کشورهای گوناگون همراه با هدایایی نفیس به کاخ فرمانروای ایران در شهر صد دروازه (دامغان امروزی) وارد می شدند.

عجیب ترین هدیه مربوط می شد به کورنلیوس سولا فرمانده ارشد روم که سه دختر بسیار زیبا به پادشاه ایران هدیه نمود.

آن سه دختر آنقدر زیبا بودند که همگان از دیدن آنها شگفت زده شدند.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف ه، 
برچسب ها: حكایت هدیه برای مهرداد دوم، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حکایت هضم غذا

حاکم نیشاپور، شمس الدین طبیب را گفت: من هضم طعام نمی توانم کرد، تدبیر چه باشد؟

گفت: هضم کرده بخور.

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ه، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

حکایت هشتاد ساله

ابوحارث را پرسیدند مرد هشتاد ساله را فرزند آید؟

گفت: آری. اگرش بیست ساله جوانی همسایه بود.

عبید زاكانی






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف ه، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

صفحات سایت: (1 (2

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان آتش گرفتن خانه(3)

حکایت های آموزنده(546)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

رابطه زن و مرد(2)

داستان آهنگر(3)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت های کوتاه(679)

داستان مرتضی مطهری(126)

داستان(1100)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

داستان کوتاه(1103)

سعدی(149)

استیو جابز(3)

داستانهای آموزنده(18)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

متن عاشقانه(2)

آزمون های ضمن خدمت(2)

داستان آموزنده(1103)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان اثبات عشق(3)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

دوره ضمن خدمت(2)

داستان های آموزنده(1095)

داستان آرزو(3)

سخنرانی براد پیت(2)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه(1103)

داستان راستان(125)

حکایت کوتاه(679)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

کتاب گینس(2)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایت آموزنده(551)

داستان مسئولیت پذیری(12)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(130)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

حکایت(678)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستانک(1062)