تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب داستان كوتاه - حرف الف

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان اساتید و دانشجویان


یک سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اون ها رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:

این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست!

وقتی اساتید محترم این خبر رو شنیدن، همه از دم اقدام به فرار کردن!

همه رفتن به سمت در خروجی، به جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود!

ازش پرسیدن: چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!

استاد با خونسردی گفت:

اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه، تازه اگه روشن بشه!


 داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده





نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف الف، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان انعام دادن بیل گیتس

روزی بیل گیتس برای صرف غذا به رستوران رفت. بعد از خوردن غذا 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد.

پیشخدمت ناراحت شد.

بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد: چه اتفاقی افتاده؟

پیشخدمت: من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در حالی که شما که پدر او هستید و پولدارترین انسان روی زمین هستید فقط 5 دلار انعام می دهید!

گیتس خندید و جواب معناداری داد. او گفت: او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام!

هیچ وقت گذشته ات را فراموش نکن. او بهترین معلم توست.

هرکسی ارزش اموالی را که برایش زحمت کشیده می داند نه آنچه را که براحتی در اختیار دارد.






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف الف، 
برچسب ها: داستان انعام دادن بیل گیتس، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان این نیز بگذرد

بزرگی در عالم خواب دید که کسی به او می‌گوید: فردا به فلان حمام برو و کار روزانه حمامی را از نزدیک نظاره کن.

دو شب این خواب را دید و توجه نکرد ولی فردای شب سوم که خواب دید به آن حمام مراجعه کرد دید حمامی با زحمت زیاد و د ر هوای گرم از فاصله دور برای گرم کردن آب حمام هیزم می آورد و استراحت را بر خود حرام کرده است.

به نزدیک حمامی رفت و گفت: کار بسیار سختی داری، در هوای گرم هیزم ها را از مسافت دوری می آوری و... حمامی گفت: این نیز بگذرد.






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف الف، 
برچسب ها: داستان این نیز بگذرد، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان این كجا و آن كجا؟

مردی زن زیبا رویی داشت، حسن و جمال این زن همگان را به تحسین وا می داشت، در این اثنا، ملای شهر هم یک دل نه صد دل عاشق این خوبرو شده بود و مرتبا درصدد راهی برای دست یافتن به آن بانوی دلربا بود، تا این که روزی از روزها، شوهر زن را دید که در بیابان و هنگام کشاورزی، نیاز به قضای حاجت پیدا کرده بود. مرد کشاورز از روی بی اطلاعی،  رو به قبله بود و داشت قضای حاجت بر آورده می کرد که ملا رسید و فریاد برآورد:






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف الف، 
برچسب ها: داستان این كجا و آن كجا؟، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان ایمان واقعی

روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است.

فکر می کنید آن مرد چه کرد؟

خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت؟

او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود:

مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف الف، 
برچسب ها: داستان ایمان واقعی، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

صفحات سایت: (1 (2 (3 (4 (5 (6 (7 (...

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

داستان اثبات عشق(2)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

لطیفه های عبید زاکانی(124)

رابطه زن و مرد(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

استیو جابز(3)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

داستانک(1012)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

داستان آموزنده(1050)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

داستان امید(2)

گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه(1050)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستانهای کوتاه(38)

داستان کوتاه(1050)

سعدی(149)

حکایت آموزنده(543)

کتاب گینس(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان(1050)

داستان آرزو(3)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

سخنرانی براد پیت(2)

داستانهای آموزنده(18)

داستان مترسك(2)

داستان آهنگر(3)

حکایت(665)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(124)

حکایات کوتاه و آموزنده(543)

داستان آتش بر فراز کوه(2)

لطیفه های کوتاه(124)

متن عاشقانه(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت کوتاه(666)

حکایت های آموزنده(540)

حکایت های کوتاه(667)

داستان های آموزنده(1046)

داستان مرد و زن(2)

داستان آب كوثر(2)

داستان استاد و شاگرد(2)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان آتش گرفتن خانه(2)

داستان آخرین آغوش(2)