تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف پ

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حکایت پرنده و برکه

گویند در عصر سلیمان نبی پرنده اى براى نوشیدن آب به سمت بركه اى پرواز كرد اما چند كودک را بر سر بركه دید، پس آنقدر انتظار كشید تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.

همین كه قصد فرود بسوى بركه را كرد، این بار مردى را با محاسن بلند و آراسته دید كه براى نوشیدن آب به آن بركه مراجعه نمود.

پرنده با خود اندیشید كه این مردى باوقار و نیكوست و از سوى او آزارى به من مُتصور نیست.

پس نزدیک شد، ولی آن مرد سنگى به سویش پرتاب كرد و چشم پرنده معیوب و نابینا شد.

شكایت نزد سلیمان برد.

پیامبر آن مرد را احضار کرد، محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد.

آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت: چشم این مرد هیچ آزارى به من نرساند، بلكه ریش او بود كه مرا فریب داد! و گمان بردم كه از سوى او ایمنم.

پس به عدالت نزدیكتر است اگر محاسنش را بتراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند.

دهخدا - چرند و پرند






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف پ، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت پیغام امام محمد نصر

سید امام قاضی در بخارا چنین حكایت كرد كه وقتی در سمرقند به سوی سرای قدرطمغاج خان می رفت. ناگاه در راه امام محمد نصر، كه از جمله افراد علمای سمرقند بود، پیش من آمد. از اسب فرود آمدم و او را خدمت كردم. گفت: به نزدیك خان می روی؟

 گفتم: آری.

گفت: پیغام من به وی رسان و بگوی كه آنچه به دست كسان تو می رود، یا می دانی یا نمی دانی. اگر می دانی و خاموش می باشی وای بر تو؛ و اگر نمی دانی وای بر ما، كه ما را سلطانی است كه از حال رعیت خود خبر ندارد.

چون این پیغام بگزاردم او بسیار بگریست و اساس عدل محكم تر نهاد، و بنای سیاست افراشته گردانید.

جوامع الحكایات






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف پ، 
برچسب ها: حكایت پیغام امام محمد نصر، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت پیامبر و امام حسین

از ولادت حسین بن على (ع) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى كه پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز مى‏ داشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى مى ‏گوید: دیدم كه رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى ‏بوسید و مى‏ فرمود:تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت‏ خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى كه نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان) مى ‏باشد.

انس بن مالك روایت مى ‏كند:وقتى از پیامبر پرسیدند كدام یك از اهل بیت‏ خود را بیشتر دوست مى ‏دارى، فرمود:حسن و حسین را، بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مى ‏فشرد و آنان را مى‏ بویید و مى‏ بوسید.

ابو هریره كه از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مى ‏كند كه:رسول اكرم (ص) را دیدم كه حسن و حسین (ع) را بر شانه‏ هاى خویش نشانده بود و به سوى ما مى‏ آمد، وقتى به ما رسید فرمود: هر كس این دو فرزندم را دوست‏ بدارد مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.

عالى ‏ترین، صمیمى‏ ترین و گویاترین رابطه‏ ى معنوى و ملكوتى بین پیامبر و حسین را مى‏ توان در این جمله‏ ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند كه فرمود:حسین از من و من از حسینم

 






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف پ، 
برچسب ها: حكایت پیامبر و امام حسین، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت پیراهن یوسف

جنید بغدادی گفت: روزی به حضور شیخ سری سقطی )استادم) در آمدم. مردی را دیدم نزد وی از هوش رفته است. از حال وی پرسیدم.

گفت: آیتی از کلام حق شنیده و سرّی از اسرار آن آیۀ قرآن بر وی مکشوف گشته و از این جهت هوش در او زائل شده است.

جنید گوید گفتم: همان آیه را بر او بخوانند.

چون خواندند به هوش آمد. شیخ سری سقطی از من پرسید: این علم به تو از کجا رسیده است؟

گفتم ای شیخ، موجب رفتن نور دیدهی یعقوب، دیدن پیراهن خون آلود بود، باز سبب آمدن نور چشم، دیدن همان پیراهن یوسف بود.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف پ، 
برچسب ها: حكایت پیراهن یوسف، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت پیام محتضر

عمر بن عبدالعزیز، محتضر بود و جان می داد. در این حال از او پیامی به عنوان یادبود و اندرز خواستند.

گفت: از این وضع من و درماندگی من به خود آئید و عبرت بگیرید. زیرا شما هم به ناچار چنین روزی در پیش دارید و به روز من خواهید افتاد.

مجالس الاصول






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف پ، 
برچسب ها: حكایت پیام محتضر، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

صفحات سایت: (1 (2 (3 (4 (5 (6

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

داستان کوتاه(1103)

داستان آموزنده(1103)

داستان(1100)

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

داستان مرتضی مطهری(126)

داستان اثبات عشق(3)

آزمون های ضمن خدمت(2)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

حکایت آموزنده(551)

داستانهای کوتاه(38)

حکایت(678)

دوره ضمن خدمت(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

سعدی(149)

داستان آهنگر(3)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

حکایت های گلستان سعدی(149)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

داستان راستان(125)

رابطه زن و مرد(2)

متن عاشقانه(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت کوتاه(679)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

استیو جابز(3)

حکایت های کوتاه(679)

داستان های کوتاه(1103)

سخنرانی براد پیت(2)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت های آموزنده(546)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(130)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان های آموزنده(1095)

داستان آرزو(3)

داستانک(1062)

داستان مسئولیت پذیری(12)