تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب داستان كوتاه - حرف ر

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

داستان ریسک كردن

از همان روزی که «شرلی» با حیله و نیرنگ ثروت شوهرش را بالا کشید، یقین داشت که شوهرش «چارلی» به فکر کشتن او و پس گرفتن ثروت خود، تحت عنوان ارثیه همسر، است. به همین خاطر تمام اقدامات امنیتی را انجام می داد تا از شوهرش رو دست نخورد.

آن روز وقتی «چارلی» دو فنجان قهوه را گذاشت توی سینه و داخل بالکن شد تا در کنار زنش میل کند، «شرلی» طبق معمول و برای اینکه احتیاط را از دست ندهد، همین که شوهرش را فرستاد تا کمی شکر بیاورد، بلافاصله جای فنجان خودش و او را عوض کرد و سپس با خیال راحت شروع به خوردن قهوه کرد.

ده دقیقه بعد جنازه «شرلی» روی مبل افتاده بود.

در همین حال «چارلی» داشت با خود فکر می کرد: «عجب ریسکی کردم. اگر شرلی امروز مثل همیشه فنجان مرا با خودش عوض نمی کرد، آن وقت من مرده بودم.

نوشته: پابلومارتین

 






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف ر، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان ریز صورت حساب

برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند. وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش داد و سوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد ... ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد و عیب آن برطرف شد و آن متخصص هم در پی کار خود رفت! روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد متعجب شد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است.

آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد: بابت ضربه زدن چکش 5/. دلار ! بابت دانستن محل ضربه 5/999 دلار !!!






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف ر، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان روش شناسایی قوطی خالی

در یك شركت بزرگ ژاپنی كه تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یك  مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:

شكایتی از سوی یكی مشتریان به كمپانی رسید. او اظهار داشته بود كه هنگام خرید یك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطی خالی است.






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف ر، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان روزهای سخت

بانو کاساندان نزد فرزند خویش کمبوجیه آمد و گفت: پدرت مدتهاست تا دیر وقت درگیر رایزنی با رایزنان دربار است و من از این همه کار او نگرانم. تندرستی پادشاه فراتر از هر چیز دیگریست. کمبوجیه نزد پدر خویش، فرمانروای ایران (کوروش) آمد و دید سخت در اندیشه است و رایزنان از آنچه رخ می دهد می گفتند. پس از پایان کار فرزند رو به پدر کرد و گفت: مادر از این همه کار شما نگران است.

پدر گفت: روزهای سخت امروز، فر بسیاری برای بهروزی میهنمان در پی دارد و این ارزشی بیش از تندرستی دارد.

تلاش ها و از خودگذشتگی کورش بزرگ باعث شد امروز اینگونه شیفته او باشیم.






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف ر، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

داستان روزهای زندگی

مردی پس از سالها زندگی و در اوج پیری مُرد. هنگامی که به آن دنیا رفت، فرشته ای به سویش آمد و گفت: از آنجایی که تو انسان خوبی بودی، قبل از رفتن به بهشت یک آرزویت (غیر از اینکه به دنیا بر گردی و زنده شوی) بر آورده خواد شد.

مرد قدری فکر کرد و گفت: می خواهم گذر عمرم را با دور تند ببینم. فرشته به اشاره ای همین کار را کرد و مرد محو تماشای زندگیش شد و دید که همواره دو رد پا کنار زندگیش وجود دارد که فرشته توضیح داد: رد پای دوم متعلق به خداوند است که همواره کنار بندگانش قرار دارد.

مرد همچنان تماشا می کرد، اما ناگهان متوجه شد در دوران پر رنج و درد زندگیش فقط یک رد پا وجود دارد! مرد با لحنی رنجیده به فرشته گفت: مگر خداوند وعده نداده بود که حتی در دوران سختی نیز کنار بنده اش خواهد بود، پس چرا در آن ایام رد پای خداوند وجود ندارد؟

فرشته خندید و گفت: ای بنده خوب، خداوند هرگز تو را تنها نگذاشت، آنجا هم که می بینی (در دوران سخت) یک رد پا در کنار زندگیت وجود دارد، رد پای پروردگار است چرا که در سختی و مشکلات خداوند تو را روی بال فرشته ها قرار می داد تا از موانع به راحتی عبور کنی!






نوع مطلب : داستان كوتاه - حرف ر، 
برچسب ها: داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

صفحات سایت: (1 (2 (3 (4 (5 (6 (7 (...

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

کتاب گینس(2)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

آزمون های ضمن خدمت فرهنگیان(2)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان های کوتاه(1103)

داستان راستان مرتضی مطهری(126)

داستانهای کوتاه(38)

گلستان سعدی(149)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(126)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

داستان کوتاه(1103)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

دوره ضمن خدمت(2)

داستان آموزنده(1103)

حکایت های آموزنده(546)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

حکایت های کوتاه(679)

داستان(1100)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(126)

سعدی(149)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

داستان های آموزنده(1095)

داستان آهنگر(3)

داستان راستان(125)

حکایت های گلستان سعدی(149)

حکایت آموزنده(551)

داستان های کوتاه و آموزنده(126)

داستان آرزو(3)

داستان اثبات عشق(3)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

لطیفه های کوتاه(130)

متن عاشقانه(2)

حکایت(678)

آزمون های ضمن خدمت(2)

حکایت کوتاه(679)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

رابطه زن و مرد(2)

سخنرانی براد پیت(2)

استیو جابز(3)

داستان مسئولیت پذیری(12)

داستان های آموزنده شهید مطهری(107)

داستان مرتضی مطهری(126)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

داستانک(1062)