تبلیغات
داستان و حکایت: داستان ها و حکایت های کوتاه - مطالب حكایات كوتاه - حرف چ

لینکستان

درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت چاپلوسی و دروغ

رندی به شهری در آمد كه پادشاهی سخت ابله داشت و خود را بدو چنان نمود كه خیاط بی همتائی است و هنرهای بسیار در چنته دارد، از آن جمله می تواند جامه (پیرهن و لباسی) سخت با شكوه  بدوزد كه در آن چنین و چنان خاصیت هاست و مهم ترین آنها این است كه حضرت سلطان را به شناسائی و طرد حرام زادگان (در دربار و  جامعه) یاری می كند، چرا كه پارچه آن بگونه ای است كه تنها حلال زادگان می توانند ببینند و در چشم حرام زادگان نمودی ندارد. پادشاه سخت خرسند شد و زر بسیار بدو بخشید و فرمان داد تا هر چه زودتر كار آن جامه را سامان دهد.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: حكایت چاپلوسی و دروغ، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت چوب معلم

امیر نصر سامانی (یکی از امرای سامانی که از سال 301 تا 331 ه.ق سلطنت کرد) در ایّام کودکی معلّمی داشت، که نزد او قرآن می خواند، ولی از ناحیه ی معلّم کتک بسیار خورد (زیرا سابقا معلمین به شاگردان خود تنبیه بدنی شدید می کردند) امیر نصر کینه ی معلم را به دل گرفت و با خود می گفت: هر گاه به مقام پادشاهی برسم، انتقام خود را از او می کشم و سزای او را به او می رسانم.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: حكایت چوب معلم، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت چنگیزخان و شاهینش

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

 






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: حكایت چنگیزخان و شاهینش، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حكایت چاپلوسی در دربار کریم خان زند

کریم خان زند هر روز صبح تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان، رفع ستم و احقاق حقوق مردم در ارک شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می کرد. یک روز مردک حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین که چشمش به کریم خان افتاد، شروع به های و های گریستن کرده و سیلاب اشک از دیدگان فرو ریخت، او طوری گریه می کرد که هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: حكایت چاپلوسی در دربار کریم خان زند، حکایت، حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایت های کوتاه، حکایت های آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده،

حکایت چانه زنی

 بزرگی در معامله‌ای كه با دیگری داشت، برای مبلغی كم، چانه‌زنی از حد درگذرانید. او را منع كردند كه این مقدار ناچیز بدین چانه‌زنی نمی‌ارزد.

گفت: چرا من مقداری از مال خود ترك كنم كه مرا یك روز و یك هفته و یك ماه و یك سال و همه عمر بس باشد؟

گفتند: چگونه؟

گفت: اگر به نمك دهم، یك روز بس باشد، اگر به حمام روم، یك هفته، اگر به حجامت دهم، یك ماه، اگر به جاروب دهم‌، یك سال، اگر به میخی دهم و در دیوار زنم، همه عمر بس باشد.

پس نعمتی كه چندین مصلحت من بدان منوط باشد، چرا بگذارم با كوتاهی از دست من برود؟!

عبید زاكانی - اخلاق الاشراف






نوع مطلب : گزیده طنز عبید زاكانی، حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: حکایت، حکایت کوتاه، حکایت های کوتاه، لطیفه های کوتاه، لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی، لطیفه های عبید زاکانی، حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی،

داستان چاپلوسی شیمیایی

لویی هیجدهم دوست داشت علم شیمی بیاموزد.

معلمی آوردند تا به او شیمی یاد بدهد.

هنگام آزمایش معلم چاپلوس گفت: اکسیژن و هیدروژن کمال افتخار را دارند که در حضور اعلیحضرت همایونی با یکدیگر ترکیب شده و تولید آب بنمایند.






نوع مطلب : حكایات كوتاه - حرف چ، 
برچسب ها: داستان چاپلوسی شیمیایی، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده،

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:

اَبر برچسب ها

حکایت های آموزنده از مولوی(63)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار در مورد زندگی خصوصی اش(2)

داستان های آموزنده(1091)

حكایت قضاوت حضرت علی(2)

حکایت های آموزنده(546)

حکایت های کوتاه و طنزهای عبید زاکانی(124)

حکایت های آموزنده از ملا نصیرالدین(62)

داستان آموزنده(1099)

حکایت کوتاه(678)

حکایت آموزنده(550)

رابطه زن و مرد(2)

داستان آرزو(3)

سعدی(149)

سخنرانی براد پیت در مراسم اسکار(2)

متن عاشقانه(2)

حکایت های کوتاه(679)

استیو جابز(3)

عشق در زندگی زن و مرد(2)

داستان راستان(97)

داستان آهنگر(3)

داستان مسئولیت پذیری(11)

داستانهای آموزنده حکایت(2)

داستان مرتضی مطهری(98)

داستان های کوتاه از مرتضی مطهری(98)

حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی(149)

حکایت(677)

داستان(1096)

داستان راستان مرتضی مطهری(98)

داستانهای کوتاه(38)

داستان های کوتاه(1099)

حکایت های کوتاه گلستان سعدی(149)

داستانهای آموزنده(18)

حکایت های کوتاه از گلستان سعدی(149)

لطیفه های عبید زاکانی(128)

کتاب گینس(2)

سخنرانی براد پیت(2)

حکایت های گلستان سعدی(149)

لطیفه های کوتاه از عبید زاکانی(129)

داستانهای آموزنده حکایت(18)

داستان های کوتاه و آموزنده(98)

گلستان سعدی(149)

داستان کوتاه(1099)

داستان آتش گرفتن خانه(3)

داستانک(1058)

لطیفه های کوتاه(130)

حکایات کوتاه و آموزنده(547)

داستان راستان شهید مرتضی مطهری(98)

حکایت های کوتاه از سعدی(149)

داستان های آموزنده شهید مطهری(79)

داستان امنیت در دستگاه دیوانی(2)