درباره ما


سلام
وبلاگ داستان و حكایت با گنجینه ای بزرگ از داستان ها و حكایت های زیبا با طبقه بندی الفبایی در خدمت شماست.
این وبلاگ شامل انواع داستانهای تاریخی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی، عاشقانه، طنز و .... هر روز آپدیت می شود.
امیدوارم كه مورد قبول شما خوبان قرار گیرد
در صورت تمایل لینك كنید و حتی الامكان كد لوگوی ما را در وبتون بگذارید و خبر دهید تا من هم وبلاگ شما را لینك كنم.
http://parcha.mihanblog.com

مدیر وبلاگ :




در این وب
در كل اینترنت
ریاضی جدید پایه ششم ابتدایی
ریاضی جدید ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
ریاضی پایه ششم ابتدایی
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، حکایت،حکایت کوتاه، حکایت های آموزنده

حكایت تناسب شغل با محل سكونت

یكى از هندوها، طریق نفت اندازى را یاد مى گرفت. حكیمى به او گفت: تو كه در خانه ساخته شده از نى زندگى مى كنى چنین بازیچه اى براى تو روا نیست.

تا ندانى كه سخن عین صوابست مگوى

و آنچه دانى كه نه نیكوش جوابست مگوى

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت نزاع حاجیان قلابى در راه مكه

یك سال همراه گروهى پیاده به سوى مكه براى انجام مراسم حج رهسپار بودیم. بین پیادگان نزاع و كشمكشى شد. به سر و صورت هم افتادند و داد و فحش و ستیز و درگیرى بالا گرفت. یكى از كجاوه نشینان به همپالكى خود گفت: عجبا! پیاده عاج (استخوان دندان فیل) به پایان بساط بازى شطرنج مى رسد و وزیر مى گردد، به عبارت دیگر مقامش بهتر از آنچه در قبل بود مى شود، ولى پیادگان راه حج كه بیابان عربستان را به پایان مى رسانند حالشان بدتر مى شود.

از من بگوى حاجى مردم گزاى را

كو پوستین خلق به آزار مى درد

حاجى تو نیستى، شتر است از براى آنك

بیچاره خار مى خورد و راه مى برد

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

 

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت بلوغ و كمال حقیقى

در دوران كودكى از دانشمند بزرگى پرسیدم كه انسان چه وقت بالغ مى شود؟

در پاسخ گفت: در كتب فقه نوشته شده، یكى از سه نشانه دلیل بالغ شدن است:

1 - تمام شدن پانزده سال (قمرى)

2 - محتلم شدن

3 - روییدن موى زیر ناف.

ولى بالغ شدن در حقیقت یك شرط دارد و آن اینكه همت تو به كسب رضاى خدا بیش از كسب بهره هواى نفس باشد. كسى كه چنین نیست محققان او را به عنوان بالغ نمى شناسند.

به صورت آدمى شد قطره آب

كه چل روزش قرار اندر رحم ماند

وگر چل ساله را عقل و ادب نیست

به تحقیقش نشاید آدمى خواند

جوانمردى و لطفست آدمیت

همین نقش هیولایى مپندار

هنر باید، به صورت مى توان كرد

به ایوانها در، از شنگرف و زنگار

چو انسان را نباشد فضل و احسان

چه فرق از آدمى با نقش دیوار

بدست آوردن دنیا هنر نیست

یكى را گر توانى دل به دست آر

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت فرزند ناصالح

پارساى تهیدستى ازدواج كرد، سالها گذشت ولى فرزندى از او نشد. نذر كرد: كه اگر خداوند به من پسرى دهد، جز این لباس پاره پوره اى كه پوشیده ام، هر چه دارم همه را به تهیدستان صدقه دهم.

اتفاقا همسرش حامله شد و پس از مدتى پسر زایید، او به نذر خود وفا كرد و همه دارایى خود را به مستمندان داد. سالها از این ماجرا گذشت. از سفر شام باز مى گشتم، به محل سكونت آن پارساى فقیر كه دوستم بود، رفتم تا احوالى از او بپرسم. وقتى كه به آن محل رسیدم از او جویا شدم، گفتند: در زندان شهربانى است.

پرسیدم: چرا؟

شخصى گفت: پسرش شراب خورده و عربده كشیده و بدمستى نموده و خون كسى را ریخته است و فرار كرده است و به جاى او پدر بینوایش را دستگیر كرده و زندانى نموده اند و زنجیر برگردن و پاى او بسته اند.

گفتم: او این بلا را با راز و نیاز از درگاه خدا خواسته است. پدر بر اثر بى فرزندى، مدتها از خدا خواست تا داراى پسر شود، اكنون كه داراى پسر شده، همان پسر، بلاى جانش گردیده است، باید از خدا پسر صالح خواست نه پسر بدون شرط.

زنان باردار، اى مرد هشیار

اگر وقت ولادت مار زایند

از آن بهتر به نزدیك خردمند

كه فرزندان ناهموار زایند

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت


سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی





نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت مكافات عمل

در تالیفات حكیمان نقل شده: زاییدن كژدم با سایر جانواران فرق دارد. كژدم هنگامى كه در شكم مادرش قرار مى گیرد، آنچه در درون شكم مادر است مى خورد و سپس شكمش را مى درد و بیرون آمده در دشت به راه مى افتد و آن پوست ها كه در خانه كژدم است از آثار دریدگى شكم مادر است.

من این موضوع را نزد یكى از بزرگان گفتم. او گفت: دل من به درستى این سخن گواهى مى دهد و مطلب همین گونه است، زیرا كژدم در آن هنگام كه در رحم مادرش بود چون با او چنین رفتار كرده (و محتواى درون مادرش را خورده )در بزرگى شوربخت و مورد نفرت مى باشد.

پسرى را پدر وصیت كرد

كاى جوان بخت ، یادگیر این پند

هر كه با اهل خود وفا نكند

نشود دوست روى و دولتمند

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی




نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت از عمل مى پرسند نه از نسب

عرب بیابان نشینى را دیدم كه همواره به پسرش مى گفت:

یا بنى انك مسئول یوم القیامة ماذا اكتست ولا یقال بمن انتسبت

از تو در قیامت مى پرسند عملت چیست؟ نمى پرسند كه پدرت كیست؟

جامه كعبه را كه مى بوسند

 او نه از كرم پیله نامى شد

 با عزیزى نشست روزى چند

 لاجرم همچو او گرامى شد

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی




نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت توجه به روزى دهنده

از داناى پیرى شنیدم در نصیحت به یكى از مریدان خود چنین مى گفت: اى پسر به همان اندازه كه دل انسان به رزق و روزى تعلق دارد، اگر به روزى دهنده تعلق داشت، مقام او از مقام فرشتگان بالاتر مى رفت.

فراموشت نكرد ایزد در آن حال

كه بودى نطفه مدفوق و مدهوش

روانت داد و طبع و عقل و ادراك

جمال و نطق و راى و فكرت و هوش

ده انگشت مرتب كرد بر كف

دو بازویت مركب ساخت بر دوش

كنون پندارى از ناچیز همت

كه خواهد كردنت روزى فراموش؟

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی




نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

حكایت شایستگى براى تربیت

پادشاهى پسر خود را در اختیار یك نفر مربى قرار داد و گفت: این پسر را همان گونه كه پسران خودت را پرورش مى دهى، تربیت كن.

مربى با كمال احترام، دستور شاه را پذیرفت و به تربیت پسر پرداخت. چند سال گذشت آن پسر به جایى نرسید، ولى پسران خودش رشد و ترقى كردند و به مقام عالى علمى نایل شدند.

پادشاه مربى را طلبید و او زا سرزنش كرد و به او گفت: بر خلاف پیمان رفتار كردى، پسرانت را خوب پروردى كه به مقام رسیدند، ولى پسر من به جایى نرسید.

مربى گفت: بر پادشاه زمین مخفى نیست كه تربیت یكسان است، ولى خوی هاى افراد گوناگون مى باشد.

گرچه سیم و زر سنگ آید همى

در همه سنگى نباشد رز و سیم

بر همه علم همى تابد سهیل

جایى انبان مى كند جایى ادیم

حكایت هایی از سعدی

 باب هفتم - در تاثیر تربیت

سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی




نوع مطلب : حكایت هایی از سعدی، 
برچسب ها: سعدی، گلستان سعدی، حکایت های کوتاه از سعدی، حکایت های کوتاه از گلستان سعدی، حکایت های کوتاهی از گلستان سعدی، حکایت های گلستان سعدی، حکایت های کوتاه گلستان سعدی،

صفحات سایت: (1 (2 (3 (4 (5 (6 (7 (...

آمار بازدید

کل بازدید ها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
تعداد کل مطالب:
بروز رسانی:
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات